تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 1075

مساهمون:

ص١٠٧٥
را اين‌چنين مىنويسد : آفريدگار جهان در آفرينش انسان ، مزاياى ويژه‌اى به دو مبذول داشته و او را موجودى فوق‌العاده و ممتاز از پديده‌هاى ديگر آفريد و به قدرت كاملهء خود در او استعدادهاى شگرف و حيرت‌آورى قرار داد ، كه اگر اين انسان آن‌همه استعدادهاى خويش را به مرحلهء فعليّت برساند اعجوبهء جهان هستى محسوب مىشود . انسان اساسا مصداق بيان منسوب به امير المؤمنين ( ع ) است كه مىفرمايد :
« أ تزعم انك جرم صغير * و فيك انطوى العالم الاكبر « 1 » و أنت الكتاب المبين الّذى * بأحرفه تظهر المضمر »
اى انسان ، آيا چنين مىپندارى كه جثّه و عنصرى خرد و ناچيزى و حال آنكه در تو ، جهان بزرگى گنجانده شده است ، و تو آن كتاب روشنگرى هستى كه با هر حرفش شگفتيهاى پنهانى آشكار مىشود و خداوند دربارهء اين موجود عجيب الخلقة فرمود : « عبدى خلقت الاشياء لاجلك و خلقتك لاجلى وهبتك الدّنيا بالإحسان و الآخرة بالإيمان . » « 2 » اى بنده من ، همه چيز را براى تو آفريدم ، ولى تو را براى خودم خلق كردم . دنيا را به تو بخشيدم و آخرت را به تو دادم به جهت ايمان تو . از براى احياء استعدادهاى خفته در او و تكامل و رشد او پيامبران و مربّيان آسمانى پيوسته و پياپى گسيل داشت . و همواره هريك از آنها كتابى كه حاوى قوانين و مقرّرات شئون مختلف زندگانى بود نازل فرمود ، هر پيامبرى كه از پايگاه ارجمندترى برخوردار بود ، كتابى كه بر او نازل مىشد ، نيز كامل‌تر بود ، تا آنكه نوبت به سيّد انبياء و خاتم آنان رسيد ، به‌همين‌جهت حضرت محمد بن عبد اللّه ( ص ) ، را به عنوان آخرين و برترين انبيا و مرسلين مبعوث فرمود و با او كتابى كه آخرين و كاملترين كتب آسمانى است و عقلها و انديشه‌ها را واله و متحيّر و به شگفتى واداشت ، يعنى قرآن كريم را نازل فرمود و همين كتاب را كه در كنار معجزات انبياء ديگر بزرگترين و جاودانه‌ترين معجزهء الهى است ، به آن حضرت اعطاء فرمود ، كه تا پايان عمر دنيا اين كتاب زبان گوياى وحى و مؤيّد رسالت همهء انبياء پيشين ، اعم از انبياء اولوالعزم و غير آنان است ، و به ويژه برهانى قاطع بر رسالت و نبوّت آورنده‌اش مىباشد و اين كتاب يعنى قرآن مجيد ، كاملترين و حكيمانه‌ترين رهنمودهاى انسان‌ساز و احكام و قوانين سالم زندگانى را براى بشر به ارمغان آورده است و مدّعى است كه خود و تمام محتوايش از جانب خالق عالم ، تنظيم شده و دست بشر و فكر او را در تنظيم و سامان دادن آن اندك دخالتى نيست ، هركس اين حقيقت را باور ندارد ، بپاخيزد همانند آن ، يا به قدر يك سوره از سوره‌هاى آن را بپردازد . به حمد اللّه ، تاكنون كه يك‌هزار و چهارصد و اندى سال از زمان نزولش مىگذرد كسى نتوانست آن را ارائه كند و يا با آن به مبارزه و هماوردى برخيزد . قرآن دريايى است عميق و بىكران ، كه كسى قدرت احاطهء تامّ بر معارف و احكام و عقايد و اخلاقيّات آن را دارا نيست ، جز رسول اكرم ( ص ) و جانشينان به حقّش از امير المؤمنين ( ع ) و يازده فرزندان معصومش ( ع ) احدى را توان وقوف كامل بر مضامينش نيست و هركه بخواهد از اين اقيانوس بىكران و قعر ژرفايش بهره بگيرد و به تفسير آن دست‌يازد ، بايد بر سفينهء اهل بيت عصمت و
هامش
( 1 ) كتاب فلسفه آفرينش ، راغب اصفهانى ، ترجمه زين العابدين قربانى ، ص 32 . ( 2 ) كتاب كلمة اللّه ، سيّد حسن شيرازى ، ص 169 به نقل از مشارق انوار اليقين ، تأليف رجب البرسى ، چاپ دار الصادق بيروت .