گامى بلند در اين راه برداشتند ، كه خداى متعال پاداشى درخور عظمت خويش ، به ايشان عطاء فرمايد . ولى گنجانيدن يك دورهء تفسير كامل ، در برنامههاى درسى ، ميسّر نيست و انتخاب بخشهائى از آنهم ، كارى دشوار است و براى آگاهى از نظام فكرى اسلام ، چندان سودمند نيست ، از اين روى بر آن شديم ، مطالب قرآنى را دستهبندى كرده در ضمن يك سيستم منطقى با بيانى موجز و متناسب با كلمات درسى و در عين حال ساده و روان عرضه كنيم ، تا با اصلاحاتى كه از طرف صاحبنظران ذىصلاح ، انجام مىگيرد به صورت متن درسى درآيد .
[ تصوير ] سپس ، استاد مصباح ، با توجّه دادن به ارزش و اهميّت و نقش قرآن در هدايت و رهبرى ، مطالب آن را به صورت زير دستهبندى مىكند :
1 . خداشناسى : شامل مباحث شناخت خدا - توحيد صفات و كليّات افعال .
2 . جهانشناسى : شامل مباحث آفرينش جهان .
3 . انسانشناسى : شامل مباحث آفرينش انسان ويژگيهاى روح - كرامت و شرافت انسان .
4 . راهشناسى : شامل مباحث شناختهاى عادى انواع علم حضورى و حصولى متعارف و غير عادى الهام و وحى .
5 . راهنماشناسى : شامل مباحث تاريخ انبياء و ويژگيهاى آنان و كتابهائى كه برايشان نازل شده ، و محتويات آنها .
6 . قرآنشناسى : شامل مباحث كلّى در مورد قرآن و ويژگيهاى آن ، هدف و كيفيّت نزول .
7 . اخلاق يا انسانسازى قرآن : شامل مباحث خودشناسى و خودسازى و مباحث خير و شرّ در افعال بندگان .
8 . برنامههاى عبادى قرآن : شامل مباحث نماز - روزه - حج - قربانى - دعا و ذكر .
9 . احكام فردى قرآن : شامل مباحث حلال - حرام - در خوردنيها و نوشيدنيها - تجمّل و زينت .
10 . احكام اجتماعى قرآن : شامل مباحث :
اجتماعى ، حقوق سياسى ، اقتصادى كه شامل :
بخشهاى احكام مدنى - احكام اقتصادى ، احكام قضائى - احكام جزائى - احكام سياسى - احكام بين المللى است . بدينترتيب ، معارف قرآن از نقطهء آغاز هستى شروع ، و به ترتيب مراحل خلق و تدبيرى ، مورد بحث واقع مىشود و به بيان ويژگيهاى جامعهء آرمانى انسان ، ختم مىگردد و در همهء مراحل ، ارتباط با محور اصلى « اللّه » ، كاملا محفوظ است .
1066 . تفسير سيد حمزه موسوى [ چ 1407 ق ]
مؤلّف عاليقدر آن ، حجة الاسلام و المسلمين آقاى سيّد حمزه موسوى ، نزيل مشهد مقدّس ، يكى از اعيان تفسيرى قرن چهاردهم و اوايل قرن پانزدهم هجرى مىباشد . تفسير او ، مربوط به جزء آخر قرآن ، سورهء شريفهء
« عَمَّ يَتَساءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ »
، مىباشد . اين تفسير ، در سال 1407 ، در تبريز به