20 - « اوحدى مراغهيى » در چند رباعى كلمهء « صافى » را كه مراد رودخانهء صافى ، يا صوفى چاى مراغه است آورده و تربيت به نقل از صحف ابراهيم پنداشته است كه اوحدى ابتدا « صافى » تخلص مىكرده ( ص 55 ) .
در اثر همين كمتتبعى دربارهء مولد و منشاء پارهيى از سخنوران هم اشتباهاتى روى داده و معدودى از شاعران مناطق ديگر جزو سخنوران آذربايجان معرفى شدهاند از جمله :
21 - « مير سيد على جدايى ترمذى » نقاش معروف روزگار شاهطهماسب را تربيت در صحف ابراهيم جدايى تبريزى خوانده و در عداد سخنوران تبريز آورده است . ( ص 93 ) .
22 - « قاسم بيگ حالتى » ولادتش در رى اتفاق افتاده و همانجا سكنى داشته ولى مرحوم تربيت او را در رديف سخنوران آذربايجان آورده است ( ص 111 ) .
23 - « بيرام بيگ » متخلص به « سامعا » اهل همدان است ولى در كتاب دانشمندان آذربايجان تبريزى قيده شده است ( ص 176 ) .
24 - « مولانا جلال الدّين » متخلص به « سعد » اهل بخاراست . صاحب روز روشن و پيرو آن مرحوم تربيت او را اهل تبريز قيد كرده است ( ص 181 )
25 - « شوقى يزدى » از اولاد خواجه رشيد الدّين وزير را آذر بيگدلى و پيرو آن مرحوم تربيت تبريزى دانسته است ( ص 208 ) ولى بنا به نوشتهء معاصرش سام ميرزا و همچنين امين احمد رازى او اهل يزد است نه تبريز .
26 - « صافى كازرونى شيرازى » مذكور در تذكرهء نصرآبادى ( ص 387 ) را تربيت بدون ذكر ماخذ جزو شاعران تبريز نوشته است ( ص 214 ) .
27 - « صفير قمى » را مرحوم تربيت و آقا بزرگ اهل تبريز دانستهاند ( ص 201 ) .
28 - « ملولى اصفهانى » را به اعتبار شعرى كه صايب از او در بياض خود آورده ، مرحوم تربيت جزو شاعران تبريز شمرده است ( ص 360 ) . « 1 »
29 - « ملا طغراى مشهدى » را بيشتر محققان از جمله مرحوم دهخدا تبريزى معرفى كردهاند ( ر ك : مجلهء هنر و مردم شمارهء ارديبهشت 1354 ) .
دربارهء تاريخ درگذشت و مدفن شاعران هم در تذكرهها اشتباهات تاريخى و اختلافاتى هست كه براى نمونه به نقل يكى از اينگونه موارد اكتفا مىشود :
هامش
( 1 ) - براى اطلاع از ساير اشتباهات مؤلف « دانشمندان آذربايجان » رجوع شود به « تاريخ تذكرههاى فارسى » ج 1 ، ص 617 - 623 .