تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 776

مساهمون:

ص٧٧٦
كتابش تلف گشت ، مولانا بمشقت تمام از تلاطم درياى زخار بساحل نجات رسيد ببلدهء استنبول شتافت ، و سلطان سليم « 1 » پادشاه روم وى را رعايت كرده آخر ببلدهء آمدش فرستاد ، از جملهء تصانيفش حاشيه بر شرح مواقف و حاشيه بر حاشيهء قديم مولانا جلال الدّين محمد دوانى و حاشيه بر شرح جامى و حاشيه بر انوار فقه شافعى و شرح شمايل ترمذى بر حديث و تفسير سورهء انا انزلنا و تاريخ آل عثمان كه الآن پادشاه روم‌اند ، و رساله در شطرنج و رساله در بيطارى » « احسن التواريخ ، ص 454 » قاضى احمد بن مير منشى قمى در جلد پنجم خلاصة التواريخ ذيل وقايع سال 980 مىنويسد كه بعد از رفتن به آمد « چند مدت در آنجا بسر برده و از آنجا به بغداد آمد ، و باسكندر پاشا بيگلربيگى عراق عرب بسير مىبرد ، و با يكديگر مباحثه و مذاكره مىنمودند ، فقير مؤلف در سنهء اربع و سبعين و تسعمائه ( 974 ) كه به زيارت عتبات رفتم ، در بغداد وى را در خدمت پاشاى مذكور ملاقات نمودم ، و در آن اوان تاريخى به جهت آل عثمان در سلك تحرير درمىآورد . . . ايّام حياتش قريب نود سال بود » مير معصوم بكرى مىنويسد كه : « . . . مدتى بافادهء درس شاه حسن ( - ميرزا شاه حسن ارغون ) قيام داشته . . . » « تاريخ سند ، ص 204 » نام و نسبش را چنين نوشته‌اند : مصلح الدّين محمد بن صلاح الدّين بن جلال الدّين بن كمال الدّين بن محمد لارى انصارى سعدى عبادى شافعى .
هامش
( 1 ) - سلطان سليمان صوابست ، چه سلطان سليم در 947 بجاى پدر نشست و قاضى احمد قمى هم در خلاصة التواريخ سلطان سليمان نوشته است ، و سليم ظاهرا غلط كاتب بوده است .