تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
آنكه ماند زنده دور از روى دوست * همچو كاظم سخت جانى مىكند
* * *
از پى آن سنگدل جان از كفم * گر نرفت امروز ، فردا مىرود
* * *
اى كه گفتى بغمم از چه زمان يار شدى * آن زمان بود كه من بىكس و غم تنها بود
* * *
جان نثار قدم پير مغان * همه كردند ، چرا من نكنم
* * *
ريخت خونم گر بپاى خويشتن * خواست گيرم خونبهاى خويشتن
* * *
دانى كه چه‌ها مىكشم از محنت هجران * با هجر اگر دست و گريبان شده باشى
مجموع اشعار كاظم آرتيمانى در سفينة المحمود سى و چهار بيت است ، و براى نشان دادن قدرت طبع او بدين‌قدر اكتفا رفت . حال كه كاظم آرتيمانى را شناختيم و اشعار نغز و دل‌انگيزش را خوانديم ، ببينيم كه كاظم تذكره‌نويس خود را چگونه مىشناساند : وى در پايان اشعار انورى كه از مجمع الفصحا نقل كرده است ، مىنويسد : « در روز چهارشنبه چهارم شهر ربيع الثانى 1286 تمام شد پارهء از قصائد و غزليات و رباعيات حكيم انورى بيداقل كاظم .
اين نوشته تا بماند يادگار * من نمانم خط بماند يادگار »
گواينكه ذكر همين يك بيت شعر سست و سخيف و بدون قافيه كافيست كه