بسيارى از او حديث شنيدهاند ، از آن جمله است : يوسف بن عبد الرّحمن معروف به « ابن ركابى » ] « 1 » . وى از دشمنان سرسخت اسماعيليّه به شمار مىرفته ، و به تحريك او كه سعد الملك آبى را به طرفدارى از باطنيان متّهم كرده بود ، سعد الملك را كشتند « 2 » عاقبت خود او در سال 532 ق به دست يكى از فداييان اسماعيلى در اصفهان به قتل رسيد . « 3 »
آل خجند - علاء الدّين عبد القادر
علاء الدّين عبد القادر بن عبد اللّه خجندى ، از ادبا و شعراى اصفهان است ، در سرودن شعر به عربى دستى توانا داشت . قصيدهاى در مدح سعد الدّين محمّد بن على ساوى سروده است « 4 » .
آل خجند - صدر الدّين عبد اللطيف *
صدر الدّين ابو القاسم عبد اللّطيف بن محمّد بن عبد اللّطيف بن محمّد بن ثابت خجندى ، از مشهورترين بزرگان آل خجند است . در فقه و حديث و شعر و ادب مهارت بسيار داشت . در رجب 535 ق در اصفهان متولّد شد ، و در اين شهر تحصيل نمود ، سرانجام به رياست شافعيان اصفهان برگزيده شد ، و به تدريس پرداخت ، و وعظ و خطابه ايراد نمود .
وى سفرى به بغداد رفته ، از خليفه خلعت گرفت ، سپس به ايران بازگشت . در جمادى الاوّل 580 در همدان به مرگ ناگهانى ، عمرش به پايان رسيد .
او مردى سخاوتمند و با همّت بود ، و شعراء از عطاياى او بهرهمند ، و مدّاح مناقب او بودند كه از آن جملهاند : جمال الدّين عبد الرزّاق ، كمال الدّين اسماعيل ، خاقانى شروانى و مجير الدّين بيلقانى . همچنين اثير الدّين اخسيكتى مرثيّهاى در وفات او سروده است .
هامش
( 1 ) . تاريخ نظم و نثر ، ج 1 ، ص 102 ، آگهى شهان از كار جهان ، ج 1 ، ص 243 ؛ دائرةالمعارف بزرگ اسلامى ، ج 1 ، ص 695 .
( 2 ) . مجلّهء يادگار ، سال سوم ، شمارهء 1 ، شهريور 1325 ، ص 15 .
( 3 ) . دانشمندان و بزرگان اصفهان ، ج 1 ، ص 135 .
( 4 ) . تلخيص مجمع الآداب ، ج 4 ، قسمت دوم ، ص 1029 .