ترك چشمت چو به شمشير برد دست نخست * دل اگر شير بود دست ز جان بايد شست
كى گمان بود در آغوش وصالت گيرم * تو بدين سختدلى ما به چنين طالع سست « 1 »
ميرزا اسماعيل ايماى اصفهانى
ميرزا اسماعيل علاقهبند اصفهانى متخلّص به « ايما » ، شاعر اديب در قرن دوازدهم هجرى ، متوفّى به سال 1132 ق . وى با شفيعا و نجات ، دو شاعر اصفهانى ، محاجاتى داشته است . صاحب عنوان ، داراى ديوان اشعار است . از او است :
بىوعده آمد امشب آن مرهم دلريش * همچون گلى كه آيد در غير موسم خويش « 2 »
ميرزا اسماعيل بديع اصفهانى *
ميرزا اسماعيل اصفهانى متخلّص به « بديع » ، شاعر اديب ، اين بيت از او است :
ز جسم ناتوانم آتش سودا چه مىخواهد * اگر ما را نمىخواهى ، غمت از ما چه مىخواهد ؟ « 3 »
حاج اسماعيل خان تبريزى
حاج اسماعيل خان تبريزى عبّاسآبادى ، شاعر اديب ، در محلّهء عبّاسآباد اصفهان ساكن و به تجارت مشغول بود . چند بار به هند رفته بود . در گفتن رباعيات عارفانه ، شور و حرارتى خاص داشت . اين رباعى از او است :
بيرون ز جهان زين خم نه طاق پسند * در صيدگه قدس بينداز كمند
هامش
( 1 ) . تذكرهء شعراى معاصر اصفهان ، ص 50 .
( 2 ) . الذّريعة ، ج 9 ، ص 73 و 114 ؛ تذكرهء غنى ، ص 23 ؛ تذكرهء حزين ، ص 101 .
( 3 ) . تذكرهء روز روشن ، ص 103 .