بهره برد سپس به يزد رفت ، و نزد ميرزا زين العابدين ، آقا محمّد حكيمى و حاجى ميرزا عبد الوهاب يزدى در حكمت ، منطق ، هيئت ، طب ، ادبيّات ، فقه و تفسير تحصيل نمود . وى در 25 سالگى به تهران رفت ، و به تدريس طب در مدرسهء صدر پرداخت ، و سرانجام به تدريس در مدرسهء دار الفنون مشغول شد . شهرت و حذاقت وى باعث شد ناصر الدّين شاه به او لقب « سلطان الحكماء » دهد ، و او را رئيس اطبّاى دربار خويش نمايد . عاقبت ، سلطان الحكماء در سال 1322 ق در قريهء كلاك در نزديكى كرج در اثر ابتلاء به و با وفات يافته ، در صحن امامزادهء آن قريه مدفون شد . وى را در طب تأليفاتى است ؛ از آن جمله : 1 .
ناصر الملوك به فارسى ، مطبوع 2 . تحفهء ناصرى ، به عربى 3 . اقسام حميّات ، در انواع تب . « 1 »
سيّد ابو القاسم بختيارى
سيّد ابو القاسم بن سيّد محمّد حسن حسينى بختيارى اصفهانى عالم فاضل ، در سال 1272 ق وفات يافته است ، شرح نهج البلاغة از تأليفات او است . « 2 »
سيّد ابو القاسم بهشتى
سيّد ابو القاسم بن سيّد حسن حسينى بهشتى ، عالم جليل القدر ، امام مسجد سه پلهء اصفهان ، متوفّى جمادى الثّانى 1337 ق مدفون در تكيهء سادات بهشتى ، در شمال مصلّاى تخت فولاد . « 3 »
سيّد ابو القاسم بهشتى
سيّد ابو القاسم بن سيّد حسن حسينى بهشتى ، از فضلاء و ائمّهء جماعات اصفهان ، متوفّى
هامش
( 1 ) . دانشمندان و بزرگان اصفهان ، ج 1 ، ص 177 ؛ مكارم الآثار ، ج 4 ، صص 1242 ؛ دائرةالمعارف بزرگ اسلامى ، ج 6 ، ص 180 ؛ فهرست مرعشى ، ج 5 ، ص 60 ؛ تاريخ نايين ، ج 1 ، صص 86 - 87 ؛ الذّريعة ، ج 24 ، ص 16 ؛ المآثر و الآثار ( چهل سال تاريخ ايران ) ، ج 3 ، صص 2129 - 2130 ؛ شرح حال رجال ايران ، ج 1 ، ص 58 .
( 2 ) . الكرام البررة ، ج 1 ، صص 51 - 52 ؛ الذّريعة ، ج 13 ، ص 114 ؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان ، ج 1 ، ص 177 ؛ كتابنامهء نهج البلاغة ، ص 40 .
( 3 ) . سيرى در تاريخ تخت فولاد ، ص 135 .