برخى از رباعيّات او آمده است . « 1 » ديوان اشعار ظهير شفروه هنوز به طبع نرسيده ، و تنها نسخهء خطّى آن در كتابخانهء ديوان هند در لندن موجود است . « 2 »
اين رباعى از او است :
اى تازهنسيم زلف عنبر بارش * چون برگذرى بر طرف گلزارش
آهسته گذر كه نرگس بيمارش * خفتست به سايه گل رخسارش
ابن شفروه - شرف الدّين عبد المؤمن
شرف الدّين عبد المؤمن مغربى اصفهانى معروف به « شرف الدّين شفروه » ، فرزند هبة اللّه بن محمّد بن هبة اللّه بن حمزه « 3 » واعظ ، شاعر و اديب دانشمند قرن ششم هجرى . برخى نوشتهاند : نامش محمّد « 4 » يا فضل اللّه بوده « 5 » ، ظاهرا در اواخر قرن پنجم متولّد [ شد ] ، و در جوانى به تكميل تحصيلات خود پرداخت . او به مدح اتابك شيرگير اهتمام داشت ، و از طرف او به لقب ملكالشّعرايى ملقّب شد .
وى در سال 569 در دمشق به وعظ و تذكار مشغول بوده ، سپس به مصر رفته ، به خدمت صلاح الدّين ايّوبى رسيده ، آنگاه به دمشق بازگشته ، و ظاهرا در سال 570 ق در آنجا فوت شده است . « 6 »
وى ارسلان بن طغرل و طغرال بن ارسلان را نيز مدح گفته است . « 7 » از آثار او كتاب اطباق الذّهب در مواعظ و خطب كه آن را در مقابل كتب اطواق الذّهب زمخشرى ، در صد مقاله به درخواست ظهير الدّين احمد خويى تأليف كرده ، و بارها در بولاق ، لاهور و مصر به چاپ رسيده است « 8 » ، و عدّهاى از فضلاء بر آن شرح نوشتهاند . ديوان اشعار او به گفتهء
هامش
( 1 ) . نزهة المجالس ، ص 82 .
( 2 ) . الذّريعة ، ج 9 ، صص 658 - 659 .
( 3 ) . مجلّهء يادگار ، شمارهء 6 و 7 ، بهمن و اسفند 1327 ، ص 110 به نقل از جواهر المضيئه ، ج 1 ، ص 322 .
( 4 ) . لباب الالباب ، ص 221 .
( 5 ) . آتشكدهء آذر ، قسمت سوم از نيمهء نخست ، ص 948 ؛ رياض العارفين ، ص 356 .
( 6 ) . مجلّهء يادگار ، شمارهء 6 و 7 ، ص 110 به نقل از الوافى بالوفيات .
( 7 ) . تذكرهء دولتشاه ، ص 117 .
( 8 ) . لباب الالباب ، تعليقات سعيد نفيسى ، ص 646 ؛ تاريخ تشيّع اصفهان ، ص 292 ؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان