تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١

ه

هاتفى :

منسوب است به هاتف بر وزن كاشف به معنى بانگ بردار و هاتفى تخلّص شاعرانهء مولى عبد اللّه خرجردى خواهرزادهء مولى عبد الرحمن جامى است از شعراى نيكوپرداز و كوتاه ترجمتش در جامى گذشت و در اينجا سخنى چند بر آن افزوده مىگردد . گويند : « جامى براى اينكه طبع هاتفى را بيازمايد اين چند بيت فردوسى را اقتراح كرد تا رديف آن را به رشتهء نظم آورد . سه شعر فردوسى اين است :
درختى كه تلخ است او را سرشت * گرش برنشانى به باغ بهشت ور از جوى خلدش به هنگام آب * به بيخ انگبين ريزى و شهد ناب سرانجام گوهر ببار آورد * همان ميوهء تلخ بار آورد
هاتفى گفت :
اگر بيضهء زاغ ظلمت سرشت * نهى زير طاوس باغ بهشت به هنگام آن بيضه‌پروردنش * ز انجير جنّت دهى ارزنش دهى آبش از چشمهء سلسبيل * بدان بيضه گر دم دمد جبرئيل شود عاقبت بچهء زاغ زاغ * برد رنج بيهوده طاوس باغ
از مولاى جامى خلعت تحسين يافت » . و از طبع گهرريز اوست در اندرز پسران زيبارو :
اى سپهر جلال را مه نو * نكته‌اى چند گويمت بشنو تا نگردت نقاب رويت موى * نروى روگشاده بر سر كوى هركه چيزى به رايگان دهدت * نستانى اگرچه جان دهدت مىكن از صحبت بدان پرهيز * همچو خاشاك خشك ز آتش تيز تا رخت ساده و جميل بود * مى نخور گرچه سلسبيل بود پسرانى كه باده خوار شوند * از مى سرخ روسياه شوند پسران را كند دو كار خراب * هوس زينت و هواى شراب واى بر آن پسر هزاران واى * كه بود مىپرست و خودآراى
و هاتف تخلّص سيّد احمد اصفهانى است در رديف بزرگترين شعراى دورهء سلطنت افشاريان و زنديان و ديوان او تركيبى است از قصايد و غزليّات و مقطّعات و رباعيّات و چيزى كه منشأ شهرتش گرديده ترجيع‌بندى است عرفانى كه در آن موضوع وحدت وجود را به شكلى بسيار زيبا و گيرا به رشتهء نظم كشيده و كمتر كسى است كه آن را
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 391 | سيد على اكبر برقعى قمى