أَجِدُ ما أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ تَوَلَّوْا وَ أَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلَّا يَجِدُوا ما يُنْفِقُونَ
. « 1 »
و نام نياى او مالك بن امرؤ القيس بن مالك بود و امّا واقفى در اصطلاح علماى رجال اماميّه كسى است كه بر امامت موسى بن جعفر وقوف كند و امام پس از او را انكار نمايد . « 2 »
والبى :
منسوب است به والبه بر وزن قافله نام والبة بن حرث بن ثعلبه است پدر تيرهاى از بنى اسد ابن خزيمه و از اين تيره است اسحاق بن غالب اسدى والبى و برادرش عبد اللّه بن غالب اسدى والبى هر دو از محدّثان اماميّه و هر دو از شاعران و ابو بكر والبى داستانسراى ليلى و مجنون و جامع اخبار آن دو دلداده نيز از آن تيره است .
وترى :
بر وزن سحرى لقب مجد الدّين ابو عبد اللّه محمّد بن ابى بكر بغدادى است در شمار واعظان و شاعران و صاحب قصيدهء الوتريات فى مدح افضل المخلوقات به اين مطلع :
اصلى صلاة تملأ الأرض و السماء * على من له اعلى العلى متبوء
و در سال 662 درگذشت . و نيز لقب احمد بن محمّد وترى موصلى رفاعى است از علماى شافعى و صاحب كتاب مناقب الصالحين و آن را تلخيص كرد و مختصر آن را روضة الناظرين ناميد و در سال 970 و يا 980 در قاهره درگذشت .
وتند :
بر وزن كمند نام نياى ابو حنيفه احمد بن داود بن وتند است و در دينورى گذشت .
وثّابى :
بر وزن قصّابى لقب ابو طاهر اسماعيل ابن محمّد بن احمد اصفهانى است از اديبان و شاعران . در آخر عمر نابينا گرديد و در تنگدستى افتاد و حالش سخت پريشان شد تا جايى كه نزديك بود عقلش را از دست بدهد و ديوانه شود .
سمعانى گفت : « من در اصفهان در خانهاش او را ديدم و كسى را همانند او در بديههگويى چه در نظم و چه در نثر نديدم و در همانجا رسالهاى را اقتراح كردم در موضوع علمى و يا ادبى ، گفت : قلم بردار و بنويس و بدون فكر و انديشه آن رساله را املا كرد و من نوشتم و بهتر از آن نمىشد نوشت امّا مردم گفتند كه در خواندن نمازهاى فريضه اهتمام نمىورزد » . و از نظم اوست در غزل :
اشاعوا فقالوا وقفة و وداع * و زمّت مطايا للرحيل سراع
فقلت وداع لا اطيق عيانه * كفانى من البين المشتّ سماع
و لم يملك الكتمان قلب ملكته * و عند النوى سر الكتوم مذاع
و نيز در غزل :
طابت لعمرى على الهجران ذكراها * كان نفسى ترى الحرمان ذكراها
تحيا بباس و تفينها طماعية * هل مهجة برد يأس الوصل احياها
هامش
( 1 ) - و نيز ايرادى نيست بر آنان كه وقتى نزد تو آمدند كه آنان را بر مركبى ( براى جهاد ) سوار كنى ، گفتى : مركبى كه شما را بر آن سوار كنم ندارم ( از نزد تو ) بازگشتند در حالى كه چشمانشان از اندوه اشكبار بود زيرا چيزى نداشتند كه در راه خدا انفاق كنند ( و با آن به ميدان بروند ) . توبه : 92 .
( 2 ) - و نيز هلال بن اميّهء واقفى انصارى كه در جنگ بدر شهيد شد و يكى از بكايين سهگانه است ( لغتنامه / دهخدا : 47 / 91 ؛ الإصابة فى تمييز الصحابة : 3 / 607 ) .