تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چكيده انديشه ها ( فارسي ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
- " دو متعه در دوران رسول الله آزاد بودند ، ولى من از آنها نهى مىكنم وكسى كه آنها را انجام دهد عقاب مىنمايم " ( 1 ) . جالب اينجاست كه فردى از " عبد الله بن عمر " در مورد متعه حج سؤال كرد ، گفت : حلال است . سؤال كننده گفت : ولى پدرت از آن نهى كرده است . " فرزند عمر " پاسخ داد : اگر مطلبي را پدرم نهى كند ولى پيامبر ( صلى الله عليه وآله وسلم ) آن را نپذيرد ، من فرمان پدرم را پيروى كنم يا فرمان پيامبر را ؟ آن مرد گفت : بلكه فرمان پيامبر را ( 2 ) . 5 - أو نيز همچون خليفه أول از بازگو كردن أحاديث پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) جلوگيرى كرد ، " قرظة بن كعب " مىگويد : - " عمر " ما را به " كوفه " فرستاد ، به هنگام مشايعت تا محلى به نام " صرار " آمد وگفت : مىدانيد چرا همراه شما آمدم ؟ گفتيم : لابد به خاطر اينكه صحابي مىباشيم ، گفت : نه ، بلكه مطلبي را مىخواهم با شما در ميان بگذارم ، شما به سوى قومي فرستاده مىشويد كه نواى قرآن در سينه هاشان نوائى چون ديگ جوشان دارد ، وقتي شما را ببينند ، بسويتان گردن كشيده مىگويند : أصحاب محمد آمده اند ، پس هشيار باشيد كه از رسول الله كمتر
هامش
( 1 ) تفسير كبير " امام فخر رازي " ، ذيل آية 24 سوره نساء ، ج 10 ، ص 50 . ( 2 ) سنن " ترمذى " ، كتاب الحج ، باب 12 ، ح 824 ، ص 6 - 185 . ( همراه با راستگويان ، ص 350 ) .