" به من فرمان داده شده كه به ظاهر افراد داورى كنم ، كار درون افراد
با خداست " .
ثانيا - پيامبر منافقين را نيز جزء أصحاب خويش
دانسته است ، " بخارى " مىگويد :
- " عمر " از پيامبر ( صلى الله عليه وآله وسلم ) اجازه خواست كه گردن " عبد الله بن أبي
" منافق را بزند ، حضرت فرمود : أو را رها كن ، مبادا مردم بگويند
محمد ( صلى الله عليه وآله وسلم ) اصحابش را مىكشد ( 1 ) .
ثالثا - منافقين شناخته شده نبودند ، " بخارى " گويد : " عمر " از
رسول خدا ، درخواست كرد كه گردن " ذو الخويصره " - كه به پيامبر
گفته بود به عدالت رفتار كن - را بزند ، حضرت فرمود :
- " أو را رها كن ، زيرا يارانى دارد كه هر يك از شما نماز
خود را در برابر نماز أو وروزه خود را در برابر روزه أو كوچك
مىشمارد ، آنها قرآن مىخوانند ولى از گلوى آنان فراتر نمىرود ،
وچون بيرون جستن تير از كمان از دين بيرون مىروند " ( 2 ) .
رابعا - قرآن كريم هم آنان را ناشناخته معرفى مىكند :
- * ( ومن أهل المدينة مردوا على النفاق لا تعلمهم نحن
نعلمهم ) * ( 3 ) .
هامش
( 1 ) صحيح " بخارى " كتاب التفسير ، سوره منافقون ، ح 8 ، ج 6 ، ص 193 .
( 2 ) صحيح " بخارى " ، كتاب الأنبياء ، باب علامة النبوة ، ح 37 ، ج 4 ، ص 243 .
( 3 ) سوره توبه ، آية 101 .