بود ، پس از پايان درس از أو درباره " أهل البيت " در آية تطهير ( 1 )
پرسيدم ، گفت : مقصود زنان پيامبر است ، گفتم : علماى شيعه
مىگويند : آية به على وفاطمه وحسن وحسين اختصاص دارد ،
چون أول آية كه خطاب به همسران پيامبر است با صيغه هاى مؤنث
آمده ولى آية تطهير با صيغه مذكر .
عينكش را بالا زد وگفت : از اين أفكار زهر آلود بترس ،
شيعيان طبق هواي خودشان آيات قرآن را تأويل مىكنند . . . ! !
بازگشت به وطن
از " مدينه " به " أردن " از آنجا به " سوريه " وسپس به " لبنان "
رفتم ، در طول سفر ديدم به همان مقدار كه نسبت به " وهابيت " تنفر
وانزجار پيدا مىكنم نسبت به " شيعه " ميل ومحبت وعلاقة دارم ،
خداى سبحان را سپاس گفتم واز أو خواستم راه حق را به من
بنماياند .
به وطن بازگشتم ، ديدم قبل از من كتابهاى زيادى از " نجف "
به آنجا رسيده است ، خوشحال شدم وبعد از استراحت شروع به
خواندن آنها كردم ، خصوصا كتاب " المراجعات " كه گمشده خود را
در آن يافتم ، چرا كه گفتگوئى است بين دو روحاني از دو مذهب ،
هامش
( 1 ) * ( إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيرا ) * يعنى :
" خدا تنها اراده كرده است كه پليدى را از شما أهل بيت بزدايد وپاكيزه تأن
گرداند " ( سوره احزاب ، آية 33 ) .