إيران - است وأصلا عرب نمىباشد ( 1 ) .
ترديد
از اينها شگفت زده شدم ، چرا بدون اينكه اينان را بشناسم
كينه شان را به دل دارم ، من به قدرى مجذوب عبادتها ، اخلاق
واحترام آنها نسبت به علمايشان شدم كه آرزو مىكنم اى كاش
مانند آنها بودم .
هرگاه نام پيامبر را مىآورم با تمام وجود فرياد مىزنند
" اللهم صل على محمد وآل محمد " ، با خود مىگويم : شايد ظاهر
باشد ، اما وقتي كتابهايشان را ورق زدم آنقدر احترام نسبت به
پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) ديدم كه در كتابهاى خودمان نديدم ، چرا كه آنها معتقد به
عصمت آن حضرت حتى قبل از بعثت هستند اما ما خير ، بلكه
اشتباهات فراوانى را براي أو ثابت مىكنيم .
هامش
( 1 ) اساتيدمان ما را از خواندن تاريخ منع مىكردند وآن را سياه مىدانستند ، روزى
أستاذ علم " بلاغت " خطبه " شقشقيه " امام على - عليه السلام - را خواند وتأكيد كرد
كه غير أو كيست كه چنين با فصاحت سخن بگويد ؟
گفتم : در اينجا كه حضرت على " أبو بكر " و " عمر " را متهم به غصب خلافت مىكند .
أستاذ عصبانى شده نهيبى زد وتهديد به اخراجم كرد وگفت : ما درس " بلاغت "
مىدهيم نه " تاريخ " ما را با " تاريخ " چه كار كه صفحاتش از فتنه ها وجنگهاى خونين
بين مسلمانان سياه است ؟
من آن روز قانع نشدم وكينه آن معلم را به دل گرفتم . ( آنگاه هدايت شدم ص 56 تا 58 ) .