تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چكيده انديشه ها ( فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
چرا حضرت " يعقوب " به فرزندانش نگفت : خودتان از خدا طلب آمرزش كنيد ومرا واسطه قرار ندهيد ، بلكه بر عكس آن را پذيرفت . وهابى وحشت زده گفت : ما را به " يعقوب " چه كار ، أو پيامبر " بني إسرائيل " بود وبا آمدن شريعت اسلام شريعتش از بين رفت . گفتم : از شريعت اسلام دليل مىآورم : - * ( ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما ) * ( 1 ) . يعنى : " اگر آنها هنگامى كه به خود ظلم كردند نزد تو مىآمدند واز خدا آمرزش مىطلبيدند وپيامبر نيز برايشان آمرزش مىطلبد بي گمان خداوند را توبه پذير ومهربان مىيافتند " . حاضرين در جلسه گفتند : بالاتر از اين دليلي نيست . وهابى وحشت زده وشكست خورده گفت : اين حرف مال وقتي است كه أو زنده بود اما الان چهارده قرن است كه آن مرد مرده است ، وساطت در زمان حياتش جايز بود ولى پس از وفاتش خير . ( 2 )
هامش
( 1 ) سوره نساء ، آية 64 . ( 2 ) أولا : دليلي بر اين ادعا ندارند كه توسل در زمان حيات پيامبر ( ص ) جايز ولى بعد از وفاتش جايز نباشد ، بلكه دليل بر خلاف آن داريم ، زيرا حلال آن حضرت تا قيامت حلال ، وحرامش تا قيامت حرام است ، ثانيا : آنها نمىگويند توسل به پيامبر حرام است ، بلكه مىگويند شرك است ، اگر عملي شرك باشد هميشه شرك است ، نه اينكه فقط بعد از وفات پيامبر ( ص ) شرك باشد .