تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چكيده انديشه ها ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
و : گفتگو با عالم وهابى در خلال سفري به جزاير " كومور " ، قاضى القضاة آنجا از دست علماى وهابيت كه با پول وكتابهاى زياد بيشتر جوانان را به صف خود كشاندند شكايت كرد ، چرا كه اينان تا ديروز به پدرانشان احترام مىكردند ودست وسرشان را مىبوسيدند ولى امروز بوسيدن دست وخم شدن در برابر هر شخصي را سجود براي غير خدا وشرك مىدانند ، بنابراين تنفر زيادى بين پدران وفرزندان ايجاد شده است . جلسه بحثي ميان من ويك عالم وهابى ترتيب داده شد ، من در آنجا مسأله توسل را مطرح كردم كه چگونه انسان گنهكار ومشغول به دنيا ، أنبيا واولياى خدا را شفيع قرار مىدهد تا دعايش مستجاب شود . أو گفت : * ( وأن المساجد لله فلا تدعوا مع الله أحدا ) * ( 1 ) . يعنى : " همانا مساجد از آن خداست پس همراه خدا كسى را نخوانيد " . هر كس غير از خدا را بخواند براي أو شريك ساخته كه به أو نفعي برساند در حالي كه نفع دهنده وضرر رساننده فقط خداست . گفتم : كسى كه به رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) متوسل مىشود مىداند كه أو نه نفعي مىرساند نه زيانى ، اما دعايش نزد خدا مستجاب است كه اگر به خدا عرض كند : پرورگارا اين بنده ات را رحم كن ، يا ببخشاى ، يا بي نياز ساز ، خداوند دعاى آن حضرت را مستجاب
هامش
( 1 ) سوره جن ، آية 18 .