كرده است .
در گفتگو با علماى أهل سنت مىبينيد در هر فرصتى
مىگويند : " عن عبد الله بن عمر - رضي الله عنهما - " .
اما وقتي به تاريخ نظر مىكنيم چيز ديگرى مىبينيم ، مثلا :
1 - نمىدانست كه پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) به زنان اجازه داده است كه در
حال احرام كفش دوخته بپوشند ، وفتوا مىداد كه اين كار
حرام است ( 1 ) .
2 - وقتي به هنگام مرگ " عمر " به أو پيشنهاد مىشود كه
فرزندش " عبد الله " را جانشين خودسازى ، مىگويد : " أو نمىداند
چگونه بايد همسرش را طلاق گويد " .
3 - تمامى روايات نقل شده از أهل سنت درباره على ( عليه السلام ) را
ناديده گرفته مىگويد :
- " ما در حضور پيامبر برترين انسانها را " أبو بكر " بعد " عمر "
وبعد " عثمان " مىدانستيم " ( 2 ) .
هامش
( 1 ) سنن " أبى داود " ، كتاب مناسك الحج ، باب 31 ما يلبس المحرم ، ح آخر ، ج 2 ، ص
7 - 166 ، ومسند امام " أحمد بن حنبل " ، ج 2 ، ص 29 .
( 2 ) صحيح " بخارى " ، باب " فضل أبى بكر " ، ح 1 ، ج 5 ، ص 5 ، آنگاه در ص 9 به " محمد
بن حنفيه " نسبت مىدهد كه گفت : به پدرم گفتم كدامين مردم بعد از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله )
بهتر هستند ؟ گفت : " أبو بكر " ، گفتم : سپس كه ؟ گفت : سپس " عمر " در حالي كه
مىترسيدم بگويد " عثمان " - گفتم : آنگاه تو ؟ گفت : من همانند يكى از مسلمانان
بودم ! !