ظ
ظاهرى :
منسوب است به قريه ظاهريّهء مصر كه به : الظاهر لاعزاز دين اللّه بناى آن منسوب است و نيز به ظاهره كه قريهاى است در يمامه امّا ابو سليمان داود بن علىّ بن خلف اصفهانى ظاهرى در شمار اعلام فقيهان شافعى ندانستم به نياى خود كه ظاهر نام داشته منسوب است و يا به يكى از آن دو قريه و يا يكى از پدران او به آن دو قريه منسوب بودند و آن نسبت بر فرزند نيز ماند . بارى ابو سليمان در كوفه سال 202 از مادر زاد و در بغداد بزرگ شد و از ابن راهويه و ابو ثور و غير اين دو از ديگر دانشمندان فراگرفت و نسبت به امام شافعى سخت تعصّب ورزيد و در فضائل او دو كتاب پرداخت و هم در فقه مذهبى برگزيد و جمعى راه او را رفتند و به ظاهريّه موصوف گشتند و در سال 270 درگذشت و در شونيزيّهء بغداد به خاك رفت و فرزندش ابو بكر محمّد بن داود ظاهرى در شمار فقيهان و اديبان و ظريفان و شاعران و صاحب كتاب الوصول إلى معرفة الاصول و كتاب الأنذار و كتاب الاعذار و كتاب الانتصار و از نظم اوست :
لكلّ امرى ضيف يسر بقربه * و ما لي سوى الاحزان و الهم من ضيف
له مقلة ترمى القلوب باسهم * اشدّ من الضرب المدارك بالسيف
يقول خليلى كيف صبرك بعدنا * فقلت و هل صبر فاسئل عن كيف
و نيز :
حملت جبال الحبّ فيك و انّنى * لاعجز عن حمل القميص و اضعف
و ما الحبّ من حسن و لا من سماحة * و لكنّه شىء به الروح تكلف
عبد اللّه بن ابى الدنيا حكايت كرد كه در مجلس ابو بكر ظاهرى بودم كه مردى بر او درآمد و رقعهاى به او داد و چون درست در آن مرد نگريستم ديدم ابن رومى شاعر است و در رقعه اين دو بيت نوشته بود :
يا ابن داود يا فقيه العراق * افتنا فى قواتل الاحداق
هل عليهن فى الجروح قصاص * ام مباح لهادم العشّاق
ظاهرى در جواب نوشت :
كيف نفتيكم قتيل صريع * بسهام الفراق و الاشتياق
و قتيل التلاق احسن حالا * عند داود من قتيل الفراق
و ظاهرى در سال 297 درگذشت .
ظبيان :
بر وزن درمان نام چند تن از صحابه است .
ظريف :
بر وزن شريف به معنى نازك ، نيز شيرينطبع و بذلهگو نام ظريف بن ناصح است در شمار محدّثان خاصّه .