تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
در جاهليت گاه‌گاهى عمر بوصال هند كامياب مىشد و ازاين‌جهت در جاهليت و اسلام هميشه بين عمر و ابو سفيان كه رقيب او بود كار بمخاصمه بود و چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود ( و لا تقتلن اولادكن ) هند گفت ربينا هم صغارا و قتلتموهم كبارا و از اين سخن پسرش حنظله را ياد مىكرد كه در روز بدر بدست امير المؤمنين بجهنم و اصل گرديد و چون حضرت فرمود ( و لا ياتين به بهتان ) هند گفت به خدا قسم بهتان قبيح است و تو ما را برشد و صلاح و مكارم اخلاق مىخوانى القصه كردارهاى زشت هند كتب تواريخ مملو است و اين اشعار نيز از او روايت كردند كه بعد از وقعه احد گفته
شفيت من حمزة نفسى باحد * حين بقرت بطنه عن الكبد اذهب عنى ذاك ما كنت اجد * من لوعة الحزن الشديد المعتمد و الحرب تعلوكم بشبئوب « 1 » برد * نقدم اقداما عليكم كالاسد
و حسان بن ثابت چنانچه گذشت در اشعار فراوان هند را هجو كرده از آن جمله گويد
لمن سواقط ولدان مطرحة * باتت تفحص فى بطحاء اجناد باتت تفحص لم تشهد قوابلها * الا الوحوش و الاحبة الواد يظل يرجمها الصبيان منعفرا * و خاله و ابوه سيد الناد
حسان در اين اشعار بيان مىكند كه هند از بغاة و زانيات بوده كه در پناه كوه اجناد معاويه را بزاد و قابله او وحوش صحرا و مارهاى وادي بودند در ناسخ « 2 » حديث كند كه روزى در مدينه هند بنزد عايشه آمد و خواستار شد كه خواب خويش را بعرض رسول خدا رساند چون رخصت يافت حاضر شد و بعرض رسانيد كه در خواب ديدم كه آفتابى بر فراز سر من پديدار شد و از آن آفتاب آفتاب ديگر
هامش
( 1 ) ريزش باران ( 2 ) جلد متعلق به حضرت سيد الشهداء ص 136 از مناقب ابن شهرآشوب و جلاء العيون نقل مىفرمايد