تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
نمودند و خالد شهيد شد ام حكيم چون شوهر را كشته بديد ستون خيمه بگرفت چون شير آشفته بر لشكر دشمن حمله كرد و با همان عمود هفت نفر را بجهنم فرستاد بالاخره در همان غزوه مقتول شد و به شوهر خود ملحق گرديد . ( الاصابه ) و شوهر ام حكيم خالد بن العاص بن امية بن عبد شمس نجيب بنى اميه من السابقين الاولين ترجمه او را در جلد اول ( الكلمة التامة ) ايراد كرده‌ام كه از سابقين اولين و از شيعيان خلص امير المؤمنين است و او اول كسي بود كه با ابو بكر احتجاج كرد و فرمود اى ابو بكر بترس از خدا هرآينه تو مىدانى هنگامى كه ما در اطراف رسول خدا انجمن بوديم در جنك بنى قريظه و على از ابطال رجال ايشان بكشت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود هان اى مردم مهاجر و انصار وصيت مرا كوش داريد بدانيد كه على بعد از من امير شما و خليفهء من است در ميان شما و اين سخن از خود نمىگويم بلكه خداوند مرا بالقاى اين كلمه مامور داشته بدانيد كه اگر پند من نپذيريد و نصرت على نكنيد دين شما فاسد شود و سلطنت شما بدست بدترين شما افتد آگاه باشيد كه اهل بيت من بعد از من وارث من و فرمان‌گذار امت من باشند آنگاه فرمود الها پروردگار آن‌كس كه اطاعت اهل بيت من كند و وصيت مرا به كار بندد او را با اهل من محشور كن و از نعمت آخرت بهره ببخش و آنكه جز اين كند او را از بهشت محروم بدار عمر بن الخطاب چون اين كلمات بشنيد بانك در داد كه اى خالد خاموش باش تو از اهل مشورت نيستى كه كسى به تو اقتدا كند خالد گفت اى پسر خطاب زبان دربند و از زبان ديگران چندين سخن مكن به خدا قسم كه قريش ترا نيكو شناسند كه از همهء مردم ليئم‌ترى و در حسب نكوهيده‌تر و ناكس‌تر و ناشناخته‌تر و خامل در ذكر و كمتر در ثروت همانا جبانى در روز جنك و جدال و بخيلى هنگام خرج و بذل مال و بسى كج نهاد و زشت‌سيرت باشى نه در ميان قريش ترا فخرى است و نه در داستانهاى حرب از تو ذكرى اكنون در امر خلافت منزلت شيطان دارى گاهى كه انسان را كافر كند و چون كافر كند برائت جويد پس هر دو تن بدوزخ روند بالجمله در كتب سير و تواريخ و رجال خالد بن سعيد ممدوح است ( مامقانى )