تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
بر اين آيا عيب مىكنيد كسى را كه پسر خالوي خود را نصرت بنمايد ابو لهب گفت مگر تو بدين محمد داخل شده‌اى كه چنين سخنان مىگويى اروى فرمود بلى محمد رسول خدا است و از جانب پروردگار مبعوث است و اطاعت او بر همه لازم است و تو اى ابو لهب سزاوار است كه دست از نصرت محمد باز ندارى تا اينكه امر او ظاهر شود اگر او پيغمبر نباشد بازهم تو معذورى چون پسر برادر خود را از دشمن حفظ كردي تا مىتوانى او را دست باز مدار و او را در دست دشمن مگذار تا امر او ظاهر شود در آن‌وقت خواهى بدين او اقرار كن و اگرنه بدين خود باقى باش ابو لهب گفت ما را طاقت نباشد كه با تمام عرب در جنك و جدال شويم محمد دين جديدى آورده است كه كسى آن را نشناسد اين بگفت و از پى كار خود رفت در آن‌وقت اروي اين شعر بگفت .
ان طليبا نصر بن خاله * واساه فى ذي ذمه و ماله
و عبد المطلب در حال احتضار دختران خود را طلبيد و آنها شش دختر بودند به اين نامها صفيه بره عاتكه اروى ام الحكم البيضاء اميمه و هريك در محل خود بيايد سپس بانها فرمود اكنون هركدام آن مرثيه كه مىخواهيد بعد اژ مرك من بخوانيد اكنون آن را انشا كنيد تا من بشنوم اروى اشعار ذيل را بسرود .
بكت عينى و حق لها البكاء * على سمح سجيته الحياء على سهل الخليفة ابطحى * كريم الخيم نيته العلاء على الفياض شيبة ذي المعالى * ابوه الخير ليس له كفء ابى الضيم ابلخ هبرزى « 1 » * قديم المجد ليس به خفاء و معقل مالك و ربيع فهر * و فاضلها اذا التمس القضاء و كان هو الفتى كرما و جودا * و بأسا حين تنسكب الدماء اذ اهاب الكماة الموت حتى * كان قلوب اكثرهم هواء الخ
( اعيان الشيعة )
هامش
( 1 ) هبرز كز برج الجميل
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 332 | شيخ ذبيح الله محلاتى