خدا ز عين عنايت در او معاينه بود * ز بهر جلوهء يزدان جمال و آينه بود
مرا عقيده تناسخ اگر هرآينه بود * نخواندمش كسى الا خدا ز بىمثلى
هم او به آيهء نور آمده مفاد صريح * هم او بوادى طور آمده خطاب فصيح
چه اوست موجد شام شئوم و صبح صبيح * چه بود باعث سنى بر أن كلام فضيح
كه داد دختر بو بكر را به او ترجيح * لئن جلى اثر الصدق منه لا اب لي
زهى تو مظهر خالق ستوده خلاق * چه نور يزدان پنهان و فاش در آفاق
يگانه جفت على و ز علو ز خوبان طلق * برتبه بيشتر از انبياء على الاطلاق
شود ز امر تو سم در مزاق جان ترياق * كند ز مهر تو حنظل بكام دل عسلى
صحيفه تو كه حسن القضاء است چون مصحف * از اوست بر صحف آسمان علو شرف
چه بر لآلى ايجاد درج تو است صدف * وجود را نبود از تو ما به اشرف
ز حكم محكم تو مر ذهب شود چه خزف * ز امر نافذ تو مشترى كند زحلي
خطاب حضرت حق سوى تو بود ز كتاب * ز كينه زاده خطاب كرد نقض كتاب
نه بيم دوزخ و پرواى حشر و هول حساب * نه ياد كوثر و اميد خلد و شوق ثواب
ز نور مه چه برد صرفه اقتضاب كلاب * ز بوى گل چه برد بهره خصلت جعلى
ز تازيانهء بيداد خست بازويت * ز سيلى ستم آزر فشاند بر رويت
شكست از لگد در شكافت پهلويت * ز آتش در و اجماع خلق در كويت
طناب جور و به مسجد كشيدن شويت * شكست قائمهء دين قادر ازلى
به بردن فدك و قتل محسن مظلوم * ز طعن عايشه و ظلم أن گروه ظلوم
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 176
مساهمون: شيخ ذبيح الله محلاتى
ص١٧٦