خجسته بيان مىگذرانيدند و جناب ابوى را در آخر اوقات حيات ميل بانقطاع و انزوا شده و از خلق كناره گرفت . مدت يك سال در منزل گازرگاه بسر بردند و همگى روز به كسب سعادت اخروى مصروف داشتند . و در رمضان سنهء 902 مرض سوء القنية بر آن ذات شريف استيلا يافت به شهر تشريف آوردند و روز بروز عارضهء جانستان سمت تزايد مىگرفت و ساعتبهساعت آن مرض مهلك صفت صعود مىپذيرفت تا در دوم ذىالقعدهء 903 طائر روح مطهرش قفس قالب را شكسته برياض رضوان پرواز نمود . . . و عالىحضرت خداوندى مقرب الحضرة السلطان اين بندهء مصيبت زده را مشمول نظر عاطفت و شفقت گردانيد و آن مقدار عنايت و التفات اظهار كرد كه اقبالآسا ملازمت عتبهء عليهاش مايهء افتخار و مباهات ساختم و در خدمت آن آستان سعادت آشيان بسبب حصول مرامات دنيوى و موجب وصول بمقصودات اخروى دانسته بامر ديگر نپرداختم . . .
( خلاصة الاخبار ، نسخهء خطى ) ساير مآخذ : رجال حبيب السير ، ص 183 ، فهرست رضويه ، ج 3 ، ص 83 .
1 - تاريخ خوارزمشاهيان :
( قسمتى از روضة الصفا ) پاريس ، 1842 م ، سربى ، 184 + 134 ص .
2 - تاريخ ملوك سامانيه :
( قسمتى از روضة الصفا ) پاريس ، با ترجمهء فرانسوى بقلم دفرموى ،
3 - چنگيزخاننامه :
( قسمتى از روضة الصفا ) پاريس ، 1841 م ، سربى ، وزيرى ، 174 ص .