گرديد و پيش از شهادت على ( ع ) از عراق بطائف هجرت كرد و تا زمان مرگ ( 68 هجرى ) بدانجا ببود . خلفاى عباسى از نسل او باشند و نيز گفتهاند ابن عباس بسال 49 با ابو ايوب انصارى به معيت يزيد ابن معاويه بغزاى روم رفت و او اكبر اولاد پدر خويش بوده و عبيد اللّه و فضل و قثم و معبد برادران او باشند و چون ابن عباس مطلق گويند منصرف بعبد اللّه باشد و كتاب تفسيرى نيز بعبد اللّه بن عباس نسبت كنند ( لغتنامهء دهخدا ص 328 ) از اصحاب حضرت رسول و از محبين آن جنابست . علامهء حلى در خلاصه گويد كه حال عبد اللّه در جلالت و اخلاص بامير المؤمنين اشهر از آنست كه مخفى باشد و هرچند شيخ كشى اخبارى متضمن قدح وى ذكر نموده و من آن احاديث را در كتاب كبير خود آورده و جواب آن را نيز گفتهام .
حكايت ابن عباس در اخذ بيت المال از بصره و رفتن او به مكه و نوشتن نامه امير - المؤمنين بوى و جواب به آن حضرت با آن عبارت جسارتآميز محققين را به تحير درآورده است . قطب راوندى گويد كه او عبيد اللّه بن عباس است نه عبد اللّه . ديگران اين قول را تأييد نكردهاند چه عبيد اللّه عامل آن حضرت در يمن بوده و او را با بصره چه كار واحدى نيز اين مطلب را از او نقل ننموده است . ابن ابى الحديد گفته اين امر بر من مشكل شده چه اگر تكذيب نقل كنم مخالف با روايت و اكثر كتب سير كردهام با آنكه همه بر نقل آن اتفاق نمودهاند و اگر بگويم مراد ابن عباس است گمان نمىكنم در حق او اين امر را
مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى از آغاز چاپ تاكنون ( فارسي ) — صفحة 973
مساهمون: خانبابا مشار
ص٩٧٣