رسائل و مكاتيب وى در ميان مترسلان تازى مشهور است با اينكه فارسى بوده در لسان و بنان كار فصحاء قحطان مىكرد و در سلوك كيش زردشتى داشت بدست عيسى بن على اسلام اختيار كرد . ابن المقفع مترجم كتب ارسطو از جانب عبد اللّه منصور ترجمهء كتاب كليله و دمنه از زبان پهلوى به زبان عربى مأمور شد .
مورخين و ارباب طبقات آوردهاند كه ابن - المقفع با آن فرط فضل و وفور علم كه بدان اشتهار داشت در دين و عقيده متهم بزندقه و الحاد معروف بود و با تهمت دين و شهرت الحاد كلمات بليغ و عبارات فصيح مشتمل بر حكم و امثال بلسان و بيان مىآورد و در اين فن و صنعت نصيبى وافر داشت . گويند ابن المقفع بر سفيان ابن معاويه فرزندزادهء يزيد بن مهلب از آل صفره پيوسته توهين و استخفاف مىكرد و با آنكه او امير بصره بود و بههيچوجه رعايت شأن و حشمتش نمىنمود و بلسان هزل در استهزاء او مىكوشيد و سفيان از اين سخنان بسيار آزرده مىشد و دنبال بهانه مىگشت و با محرمان خويش مىگفت كه اگر بر او مسلط شوم اندامش بندبند از هم جدا كنم بر حالى كه ديدهاش نگران باشد . تا اينكه ابن المقفع موجب سخط منصور گرديد و منصور قتل وى بر سفيان بن معاويه حوالت كرد و سفيان او را بر وجهى كه مىخواست هلاك ساخت و اين امر در سال 142 يا 143 اتفاق افتاد ( نامهء دانشوران ج 2 ص 500 )
1 - الادب الصغير ( عربى ) :
اسكندريه ، 1329 ق ، سربى ، وزيرى ، بتصحيح احمد زكى پاشا ، 78 ص ، ضمن مجموعهء محتوى 23 رساله مصر ، 1332 ق ، سربى ، رقعى ، مطبعة المعارف