تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تراجم أعلام النساء — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
حال اگر داري تعصّب كن به دشمن دشمني * شايق وعد خدا باش وبپرهيز از وعيد طيب مولد را نمايان كن بوقت امتحان * نار خشمت را فرو بنشان كه تا گردى سعيد در شدايد نرم‌تر گردى اگر هستى ز خاك * ور ز ناري مشتعل گردى چو إبليس پليد پردهء خود را مدر پنهان بدار اسرار خويش * راحت گر خواهى ز حق بگريز از گفت شنيد عزت دارين در صمت است از من گوش دار * جز بذكر حق زبانت را نبايد باز ديد آنچه را گوئى تو يكتن يكتبان الكاتبان * پس دهان را قفل زن از لغو وبشكن اين كليد اي كه خواهى سدره بكسل قيد وبند از دست ويا * تا تواني در فضاى قرب يزداني پريد فاخلع الأغراض تأتي مستريحا فارغا * عنكبوت‌آسا بگرد خود نمىبايد تنيد بىسبب با خود عداوت مىكنى اي بىخرد * مگذر از جنت مخور ز قوم لا تشرب صديد اين نصيحت بشنو از من قدر عمرت را بدان * رأس مالت را مكن ضايع كه ديگر لا يعيد اي حزينه پند خود گر نشنوى روز جزا * از پشيمانى دو دست خود همىخواهى گزيد
وذكرنا بعض أشعارها في كتابنا دائرة المعارف في مواضيعها المختلفة بالمناسبة منها في ج 11 ، ص 268 وص 275 وفي ج 12 ،