تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تراجم أعلام النساء — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
باد وخاك وآب وآتش را بهم كردند رام * پس عجايبها كه آورد أو درين هيكل پديد چون در آن قالب دميد از روح قدسي لمعهء * ز آن خطاب اسجدوا له بر ملايك دررسيد پس بأمر حق ملايك جمله خرّوا ساجدين * غير إبليس لعين كز كبر ونخوت سركشيد آمد از باري ندائي كاين ابايت از چه بود * گفت من به زاويم من ز آتش أو از صعيد قال اخرج صاغرا منها نمىباشد تو را * حد استكبار هستى از جوار من طريد شد حمايل طوق لعنت از خدا در گردنش * زين سبب از رحمت بىمنتها شد نااميد تا قيامت خواست أو مهلت به پاداش عمل * تا زمان وقت معلومش ز حق مهلت رسيد پس قسم خورد أو كه اني اغوينهم أجمعين * جز عباد مخلصينت را كه هم مني بعيد وعده فرمودش خدا البتة پر خواهم نمود * از تو وايشان جهنّم را كه گويد هل من مزيد حمله‌ور شو با گروه خود بر آنها روز وشب * شارك الأموال والأولاد منهم ما تريد بندهء ما را تسلّط كي بر أو باشد تو را * پيروان خويش را خواهى من الغاوين را چونكه دشمن با تو شد حق دشمني با أو نمود * راندش از درگاه وخط رد بر اعمالش كشيد