تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تراجم أعلام النساء — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
پيش‌تر از آنكه رخ به خاك بپوشي * جملهء گلها شگفته بود ومعطر چون تو برفتى ورخ به گل بنهفتي * حالت گلها به رنگ وبو شده ديگر تيره شد ازبس‌كه سوخت سينه لاله * خيره شد از بس گريست ديده ابهر جامه ماتم كبود كرد بنفشه * پيرهن از غصه چاك زد گل احمر طره سنبل شد از كلاله پريشان * گونه خيري شد از ملال معصفر از پي خدمت چو خادمان به مزارت * بر سر يك پاى ايستاده صنوبر فاخته كر كوكبان زنان به كجا رفت * سرو دلاراي باغ حيدر صفدر گرچه بمردى ولي نميري زيرا * جاني وجان را هلاك نيست مقرر بس كن آقا نيا ثناي كسى را * كش ملك العرش مادح است وثناگر چيست مراد از سپهر وگردش أنجم * چيست غرض از درخت وميوه نوبر علت ايجاد اگر عفاف تو بودي * نقش جهان نامدى بچشم مصور صبح صفت ناكشيده يك نفس از دل * روز تو شد تيره‌تر ز شام مكدر