تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تراجم أعلام النساء — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
برويز في مدة ملكه من الأموال ما لم يجتمع لغيره من الملوك وتزوج شيرين المغنية وبنى لها قصر بين حلوان وخانقين وكان له ثمانية عشر ابنا أكبرهم اسمه شهريار ومنهم شيرويه الذي ملك بعد أبيه وأم شيرويه مريم بنت ملك الروم ، وقال في خيرات الحسان ص 145 بالفارسية . شيرين دختركى رومي بود كه در سراي يكى از بزرگان عجم جاى داشت وپرويز از آن پيش كه پادشاه شود گاه‌گاهى بسراي أو شتافته با شيرين ساز مودّت مىكرد وروزى انگشتر خويش را بدو عطا كرد مولاي أو را غيرت بجنبيد وبا يكى از مردم خود گفت اين كنيزك را با خود برده در رود فرات غرق ساز آن عوان شيرين را بگرفت وببرد وخواست در رود غرق كند شيرين چندان بناليد كه بروي رحم آورد وأو را در جائي به آب افكند كه بتوانست بيرون شد پس شيرين برآمد وبدير راهبي پناه جست ومعتكف گشت آنگاه كه خسرو بتخت جاى گرد روزى گرفت وهي از لشكرش بر آن دير عبور كردند شيرين آن انگشتر را بديشان داد تا به نزديك خسرو آوردند وپرويز سخت شاد شد وكسى بفرستاد تا أو را به عظمت تمام بسراي أو آوردند وبعد از مريم بانوي بانوان گشت وفرهاد كوهكن كه برگزيده نقاشان چين بود شيفته أو گشت وطاق بستان را به پيراست وصورت أو را نيز در سنگ رسم كرد واينكه مؤرخين سنگ بريدن كوه بيستون را به تمامت صنعت فرهاد دانند بر خطا رفته‌اند چه در كوه بيستون تمثال داريوش فارسي است كه رسم كرده‌اند وآن يازده صورت كه بر دنبال يكديگرند تمثال آن أسيران وپادشاهان است كه در مملكت بابل وبلاد وأمصار كنار فرات وشهر موصل وجزاير خالدات وأراضي بيت المقدس فرمانگذار بودند ونامهاى ايشان بدين‌گونه است كه هريك را به سطرى در كنار آن تمثال رسم كرده‌اند . ( أوّل ) كه در زير پاي داريوش رسم است لحماتاي ماكوشي ( دوّم )
تراجم أعلام النساء — صفحة 229 | الشيخ محمد حسين الأعلمي