فغانى از أزل آورده مهر حيدر وآل * به خود نساخته از بهر التفات عوام
سفينهء دلم از مدح شاه پر گهر است * گواه حال بدين علم عالم العلّام « 1 »
وله من قصيدة في مدح أبي الحسن الرضا عليه السلام :
چمن شگفت وجهان پرز سوسن وسمن است * به صد هزار زبان روزگار در سخن است
إلى قوله :
تبارك اللَّه از آن روضه بهشت آئين * كه يك غبار درش آبروى نه چمن است
چه جاى گلشن عالم كه هشت باغ بهشت * طفيل روضه سلطان دين أبو الحسن است
على موسى جعفر إمام گلشن وحى * كه طوف بارگهش از فرائض وسنن است
بگرد روضه تو گر نعيم هشت بهشت * شود نثار يكايك بجاى خويشتن است
فرو گرفت جهان را چراغ دولت تو * چه آفتاب كه خنجر گذار وتيغزن است
گلى كه از چمن كبرياى تو سر زد * شگفته باد كه چشم وچراغ انجمن است
به آب ديده فغاني چه مدحت تو نوشت * سواد كاغذ شعرش بنفشهء دمن است ( 2 )
هامش
( 1 ) مجالس المؤمنين 2 : 690 - 691 .
( 2 ) مجالس المؤمنين 2 : 692 .