Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 440

Contributors:

P.440
بعضي از مجتهدين وأقوى آنست كه خون آن شخص هدر است نوزدهم هر گاه شخصي طفلى را به اذن ولى خواهد كه شنا ياد دهد پس أو را غرق كند ضامن خونبهاى آن طفل است خواه تقصير كرده باشد وخواه نكرده باشد وبعضي از مجتهدين گفته اند كه اگر تقصير نكرده ضامن نيست بيستم هر گاه كسى در راه مسلمانان بنائي احداث كند يا سنگى بگذارد چنان كه راه تنگ شود وشخصي به سبب آن كشته گردد ضامن خونبهاى آن شخص است هر گاه بي اذن امام احداث كرده باشد اما اگر راه گشاده باشد وامام اذن داده باشد ضامن نيست بيست ويكم هر گاه ديوار كج شده بر سر كسى افتد وأو را بكشد به شرطي كه صاحب ديوار عالم به افتادن آن باشد وممكن بوده كه آن را اصلاح كند ونكرده ضامن خونبهاى اوست بيست ودوم هر گاه ناودان يا پنجره خانه شخصي كه بر راه مسلمانان باشد با علم صاحب آن بيفتد وكسى را تلف كند ضامن خونبها است واگر بىعلم صاحب خانه وتقصير أو كسى را تلف كند مجتهدين را در آن خلاف ست أقرب آنست كه ضامن نيست بيست وسيم هر گاه كسى زيادة از قدر احتياج آتش در ملك خود روشن كند در غير روزى كه باد باشد وسرايت به تلف ديگرى كند ضامن خونبهاى كسى است كه بسوزد وهمچنين اگر در روز يا در شب باد آتش در ملك خود روشن سازد وهمچنين اگر در غير ملك خود آتش روشن كند چنان كه سرايت به ديگرى كند بيست وچهارم هر گاه در حفظ چارواى خود تقصير كند وآن چاروا كسى را بكشد ضامن خونبهاى آنكس باشد چه واجبست بر صاحبان چارواى مست شده ودرنده محافظت آنها كردن بيست وپنجم هر گاه كسى شخصي را به ضيافت طلبد وسگ أو آن شخص را تلف كند ضامن خونبهاى اوست واگر چه نداند كه سگ أو درنده است بيست وششم هر گاه كسى بر چاروائى سوار باشد يا أو را بدست مىكشيده باشد وصاحبش همراه نباشد وآن چاروا به سر ودستها كسى را بكشد ضامن خونبهاى اوست واما آنچه به پاها تلف كند ضامن نيست بيست وهفتم هر گاه كسى بر چاروائى سوار باشد يا أو را بدست گرفته ايستاده باشد وآن چاروا بدست يا سر يا پا كسى را بكشد ضامن خونبهاى اوست واگر دو كس سوار باشند هر دو در ضامنيت خونبها مساويند هر گاه يكى طفل يا بيمار نباشد بيست وهشتم هر گاه صاحب چاروا كارى كند كه چارواى أو رم كند وكسى را بكشد ضامن خونبهاى اوست بيست ونهم هر گاه كسى كارى كند كه عقل كسى زايل شود ضامن خونبهاى اوست واگر بعد از