Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 428

Contributors:

P.428
هشتم كسى كه پسرى را به شهوت ببوسد نهم دو زن برهنه بيگانه كه در زير يك لحاف باشند دهم كسى كه دشنام به كسى دهد كه در عرف آن را دشنام گويند يازدهم كسى كه به كناية چيزى گويد كه سبب آزردگى ديگرى شود مثل آنكه به كناية گويد كه من حرام زاده نيستم دوازدهم كسى كه به زن خود گويد كه من تو را بكر نيافتم سيزدهم دشنام دادن طفل يا ديوانه چهاردهم آنكه دو مردى كه زن داشته باشند يكديگر را به زن دشنام دهند پانزدهم كسى كه ترك واجبي كند وتعزير أو به رأى امام منوط است به شرط آنكه از حد آزاد وبنده نگذرد شانزدهم كافرى كه سحر كند هفدهم طفل وديوانه كه شراب خورند هجدهم كسى كه شراب بفروشد اما نداند نوزدهم كسى كه حرام كند وحلال نداند بيستم كسى كه به ظاهر به قهر وغلبه مال كسى را بگيرد وبگريزد بيست ويكم كسى كه به خفيه مال كسى را بردارد وبگريزد بيست ودوم كسى كه به حيله وتزوير أموال مسلمانان را ببرد وكتابتها ونوشته ها بسازد بيست وسيم كسى كه بنگ يا داروى بيهوشى بخورد كسى دهد بيست وچهارم كسى كه به حركت دست منى بيرون آرد چه در حديث آمده كه حضرت أمير المؤمنين عليه السلام اينچنين شخصي را آن مقدار تازيانه بر كف دست أو زده بود كه كفش سرخ شده بود بيست وپنجم كسى كه غلام خود را بكشد بيست وششم مسلمانى را كه جهودى را بكشد بيست وهفتم كسى كه در مجلسي كه شراب يا آنچه مست كننده باشد خورند برود وبه اختيار بنشيند يا طعام خورد بيست وهشتم كسى كه ما هي اى كه فلوس نداشته باشد بخورد بيست ونهم كسى كه حيوان زنده را بخورد سى أم كسى كه سپرز حيوانات را بخورد سى ويكم كسى كه پسر خود را بكشد سى ودوم طفل وديوانه كه زنا كنند سى وسيم دزدى كردن طفل وديوانه سى وچهارم طفل وديوانه كه مرتد شوند سى وپنجم دخول كردن با چهار پايان چه در اين صورت پنج امر بر أو لازم است أول تعزير أو به آنچه رأى امام باشد وبعضي گفته اند كه بيست وپنج تازيانه أو را بايد زد وبعضي صد تازيانه كه حد است قرار داده اند وبعضي حكم به كشتن كرده اند دوم ضامن قيمت آن حيوان است كه به صاحبش دهد سيم حرام شدن گوشت آن حيوان وآنچه از أو متولد مىشود اگر گوشت أو را خورند چهارم كشتن وسوزانيدن آن حيوان اگر گوشت أو را خورند پنجم بيرون آوردن آن حيوان از آنجائى كه دخول كرده به شهر ديگر اگر گوشت أو را نخورند وآيا در آنكه قيمت آن را به صاحبش ميدهد يا خود متصرف مىشود يا تصدق مىكند ميانه مجتهدين خلاف است واگر آن حيوان به حيوانات ديگر مشتبه شود دو