Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 310

Contributors:

P.310
دادن زنى كه به أو دخول نكرده باشد دوم طلاق دادن زنى كه از ديدن خون حيض مأيوس شده باشد سيم طلاق غير بالغه چهارم طلاق زنى كه چيزى به شوهر داده باشد كه در عوض آن أو را طلاق گفته باشد چه در اين صورت ما دامى كه آن زن رجوع در آن چيزى كه داده نكند شوهر رجوع نمىتواند كرد تا آنكه أو را شخصي نكاح كند پنجم طلاق دادن زن آزاد مرتبه سيم ودر كنيز مرتبه دوم چه در اين صورت رجوع نمىتواند كرد تا آنكه شخصي ديگر آن زن را نكاح كند ودخول نمايد ششم طلاق دادن زن آزاد مرتبه ششم ودر كنيز مرتبه چهارم چه در اين صورت نيز شوهر رجوع نمىتواند كرد تا آنكه شخصي أو را به عقد در آرد ودخول كند هفتم طلاق دادن زن آزاد مرتبه نهم ودر كنيز مرتبه ششم چه در اين صورت نيز شوهر را رجوع نمىرسد چه اگر طلاق عدى باشد حرام مؤبد مىشود واگر غير عدى باشد محتاج به آنست كه شخصي ديگر أو را نكاح كند ودخول نمايد تا حلال شود چنانچه عنقريب مذكور شد قسم دوم رجعي وآن بر دو قسم است أول طلاقي كه شوهر را بعد از طلاق گفتن رجوع كردن جايز است وآن ما سواي طلاق به اين است دوم طلاق عدى وآنچنان است كه زنى را به شرايط طلاق طلاق دهند ودر عده به آن زن رجوع كنند ودخول نمايند آنگاه بگذارند كه حيض به بيند ديگر طلاق دهند آنگاه در عده رجوع نمايند وباز دخول كنند وهر گاه اينچنين طلاق دهند زن آزاد را سه مرتبه وكنيز را دو مرتبه شوهر را ديگر نمىرسد كه به أو رجوع كند ودخول به أو حرامست تا آنكه شخصي ديگر آن زن را به نكاح دايمى در آورد ودخول كند ودر مرتبه ششم آزاد ودر چهارم كنيز نيز حرام مىشود تا آنكه ديگرى به نكاح دايمى به أو دخول كند ودر مرتبه نهم زن آزاد ودر مرتبه ششم كنيز بر شوهر أول حرام مؤبد مىشود واگر همچنين طلاق بگويند ودر عده رجوع نكنند بلكه بگذارند كه از عده بيرون رود وعقد كنند در مرتبه نهم آزاد ودر مرتبه ششم كنيز حرام مؤبد نمىشود بلكه هر گاه شخصي به نكاح دايمى با آن زن دخول كند حلال مىشود وفرقى نيست در آن شخصي كه در اين مراتب ميانه زن وشوهر به نكاح دايمى در مىآيد از آنكه بنده باشد يا آزاد واگر اين شخص در حالت حيض ونفاس به آن زن دخول كند بعد از مفارقت أو آيا بر شوهر حلال مىشود يا آنكه شرط است كه در حالتي كه زن از حيض پاك شود آن شخص دخول كند تا آنكه حلال شود مجتهدين را در اين دو قول است وشرط است كه آن شخص در فرج