Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 295

Contributors:

P.295
صورت پيش از دخول خواهند كه أو را طلاق گويند واجبست كه متعه به أو دهند ومتعه آنست كه اگر شوهر مالدار باشد جامه أعلى يا أسب أعلى كه ده مثقال طلا ارزد يا ده مثقال طلا به أو بدهد واگر پريشان ومفلس باشد انگشترى طلا يا نقره واگر متوسط باشد پنج مثقال طلا چنانچه مذكور شد واگر مفارقت به غير طلاق واقع شود چون فسخ ولعان آنچه مذكور شد از متعه دادن سنت است وبعضي از مجتهدين متعه دادن را در اين صورت نيز واجب مىدانند وفرقى نيست در متعه گرفتن ميانه زن آزاد وكنيز دوم آنكه در عقد گفته باشند كه آنچه هر يك از زن وشوهر يا أجنبي بعد از عقد مهر را مشخص كند آن مهر قبول است آنگاه آن مرد بعد از دخول وپيش از مشخص ساختن مهر بميرد در اين صورت آن زن مهر المثل مىگيرد سيم آنكه چيزى را صداق كرده باشند كه مسلمان مالك آن نتواند شد چون شراب وخوك هر گاه كه يكى از زن وشوهر مسلمان باشد چه در اين صورت مهر المثل بايد داد چهارم آنكه صداق چيزى مجهول باشد چه در اين صورت مهر المثل مىگيرد پنجم آنكه صداق مشتمل بر عيب باشد چه در اين صورت مهر المثل بايد داد وبعضي از مجتهدين برآنند كه مثل آن چيزى بايد داد كه بي عيب باشد ششم آنكه چون زن وشوهر در قدر مهر اختلاف كنند وهر دو سوگند بخورند در اين صورت زن مهر المثل مىگيرد هفتم آنكه هر گاه شخصي زيادة از چهار زن خواهد وبعد از دخول با ايشان مسلمان شود مهر المثل برو لازم است كه بدهد وبعضي از مجتهدين مهر مسمى را در اين صورت واجب مىدانند هشتم آنكه اگر صداق پيش از قبض كردن تلف شود ومقدار آن را ندانند در اين صورت أو را مهر المثل بايد داد نهم آنكه صداق مغصوب باشد پس اگر عالم به غصب آن باشند مهر المثل بايد داد واگر جاهل به غصب باشند مثل آن را يا قيمت آن را بايد داد وبعضي از مجتهدين در اين صورت نيز مهر المثل را لازم مىدانند دهم آنكه در صداق شرط نا مشروعى كرده باشند چه در اين صورت نيز مهر المثل بايد داد يازدهم آنكه چيزى را صداق كرده باشند كه متضمن فساد نكاح باشد چون صداق كردن آقاى غلام غلام را بر زنى كه به جهت أو عقد كرده تا در عوض مهر شوهر أو غلام أو باشد چه در اين صورت مهر المثل ميدهد دوازدهم آنكه اگر ولى طفل را به كمتر از مهر المثل يا زيادة از آن صداق كند در اين صورت متصرف به مهر المثل مىشود