و كىّ بعد تنقيه تا بىمضرت باشد .
و گذشت كه داغ با بَتْر مصطلح و با سَلّ جمع نمىشود .
فائده اندر فائده عروق مفصوده كه بر شكم واقعاند
و اين دو رگاند :
يكى آن كه موضوع است بر كبد و فصد او امراض جگر را مفيد است .
دوم آن كه موضوع است بر طحال و فصد او علاج سپرز را سود دارد .
انتباه در بيان اوقات فصد
بدانند كه فصد را دو وقت است اختيارى و اضطرارى و وقت مختار در وى ضحوة النهار است بعد تمامى هضم و نفض . و وقت مضطرٌ اليه هر وقتى است كه مس حاجت بر آن داعى شود ، تأخير در آن جائز نبود و در اين وقت هيچ چيز مانع نيست اگر قوت و سن مساعد بود و مانعى قوىتر از آن حاجت نباشد .
و دريابند كه جهت فصد اول شهر و آخر و وسط او برابر است بخلاف حجامت كه در اول و آخر شهر نتوان كرد .
و در بحث حجامت دليل منع او دليل تجويز فصد مشروحا بيايد و بعضى در وسط شهر بنا بر اختلاف خون فاسد يا صالح ترك فصد مستحب دانستهاند .
و آنچه لوازمهء فصد است از غسل بَضع و طريق ربط و اختيار مباضع و مانند آن در ما بين ذكر آورده و شرائين تحت اسيلم گفته شد و آن كه مبضع زنگ آلوده نباشد و چگونه بايد گرفت چون معروف است تعرض به ذكر آن نكرديم .
تنبيه كسى كه عرق بسيار كند به سبب امتلا علاجش فصد است و بسيار باشد كه محموم مصدوع را كه واجب الفصد باشد اسهال طبيعى افتد و از فصد مستغنى سازد .
قسم دوم در حجامت
و اين دو گونه است :
يكى آن كه به شرط بود و عام است كه نارى باشد يا نه .
دوم آن كه بلا شرط بود و اين نيز بلا نار باشد و با نار و هر دو را به دو بحث ذكر كنم :
بحث اندر حجامت مع الشرط
و شرط پاكى زدن را گويند و اين بحث متضمّن است بر دو فائده :
فائده در احكام كليه كه تعلق به سن و وقت دارد
بدانند همچنان كه قبل از دو سالگى حجامت روا نداشتهاند بعد از شصت سالگى نيز منع از آن نموده ، وجه منع اول ظاهر است كه صبى رضيع را حجامت به اخراج دم كمتر است و عدم استقامت اعضا بر آن مانعتر ، اما منع وجه ثانى آن است كه بعد شصت سال كه سن شيخوخت شروع مىشود برودت در مزاج استيلا مىكند و غلظت در دم پديد آيد و رقت قلّت مىپذيرد و معلوم است كه حجامت برنمىآرد مگر خون رقيق را ، پس وقوع آن در اين سن لا محاله مزيد غلظت و محير طبيعت و محدث يبوست جلد مىگردد و اخراج دم مقصود صورت نمىبندد ، به خلاف فصد كه تا آخر عمر به آن رخصت است به شرط قوت ، زيرا كه تنقيهء آن عام است مر خون رقيق و خون غليظ را ، ليكن قبل از دوازده سالگى و عند البعض پيش از چارده سالگى فصد جائز نيست ، بهر آن كه مقصود از فصد اخراج دم كثير است و در اين سن خروج دم كثير مانع نمو خواهد شد و ايضا تنقيهء فصد شامل است اعضاى رئيسه را نيز و نكايت لازمهء تنقيه و محافظت اين اعضا در اين سن واجبتر ، لهذا بعد دو سال تا مضى چارده سال اقتصار بر حجامت و علق مسحسن داشتهاند ، بل واجب ، تا حصول مدعا بىآفت باشد .
و بدانند كه منع حجامت