همى باشد . اما بول در شكم مىكند اندر مشيمه ، چنانچه در تشريح جنين گفته شد .
و بايد كه دايم در تنقيهء منخرين باشند به اصابع و مقلمة الاظفار .
فائدهء بينى پاك داشتن آن است كه به سبب احتباس مخاط ، مجرى تنگ نشود ، چه ، تنگى مجراى بينى باعث تنگى نفس مىگردد و تنفس كه به اضطرار باشد حلق را نيز خشك مىسازد .
و تخصيص پاك كردن بينى به اصابع ، جهت نرمى اصابع است .
و نفع اقلام اظفار ظاهر است ، چه ، اگر ناخن نگرفته باشند خوف است كه بينى را بخراشد .
و ايضا چشمها را به چيزى كه در غايت نرمى باشد همى مالند ، تا رمص از آن دور كند بلا اذيت .
و به دستور ، روزى دو سه بار تغميز مثانه بايد كه كرده باشد تا بول از مثانه اطفال بتمامه مستخرج همىشود به سهولت .
و امر تغميز ، جهت آن است كه قوت دافعه در اين حالت ضعيف مىباشد و مجارى در غايت نرمى و بدان سبب اعلاى مثانه به اسفل آن منطبق مىبود .
و از آن كه بول طفل قليل الحدّت است ، احساس بدان نيز كمتر است ، پس اگر اعانت او به غمز نشود گاه باشد كه بول در مثانه محتبس ماند و ضرر كند .
و ايضا معلوم شده كه خروج بول محتاج است به گشادن عضو مثانه و اين به تقويت ارادى صورت نمىگيرد و چون كه قوت مذكور در اطفال ضعيفتر است به غمز به يد تدارك او مىكند و قوت مىدهد و اين غمز نيز بايد كه در غايت رفق بود و بىاحساس احتباس نشايد .
و هر گاه رودهء ناف خشك شده بيفتد و اين اكثر در سه روز و يا چهار روز مىشود ، بايد كه چيزهاى مجفّف بر ناف ذرور سازند و بهترين مجفّفات رماد الصدف است و رماد عرقوب العجل و رصاص محرق هر كدام از اينها كه باشد بگيرند و همراه شراب سحق كنند و خشك سازند و بپاشند .
و بدانند كه امتزاج شراب به ادويهء مذكوره ، جهت ازدياد جفاف است .
و براى تقويت معده و امعا ، شراب قابض در اين كار بهتر است .
و عُرقُوب بضم عين مهمله و سكون راى مهمله و ضم قاف و سكون واو مع الموحده در اصطلاح اطبا عصب غليظ را گويند كه بر پاشنهء آدمى واقع است و پى كردن عبارت از قطع او است و اين عصب در پاى همه حيوانات است و اين لفظ را بر ساق حيوان نيز اطلاق مىكنند .
بالجمله خاكستر ساق گوساله اگرچه در تجفيف ناف اثرمند است ، اما خاكستر عصب او كه در ساق است انفع از وى مشهود گشته .
معلوم نمايند تا كه نرمى در اعضاى طفل غالب است ، طفل را به قماط بستن لازم دانند و ميعاد متوسط وى ، سه و چهار ماه است و بعده مختاراند .
و فائدهء جليله در تقميط ، محافظت اشكال اعضا است تا در برداشتن و جنبانيدن ، به عضوى از اعضايش آسيبى نرسد .
و عند التقميط بايد كه نخست اعضاى او را به رفق همىگيرند اخذاً معيناً على هيئة ذلك العضو ، يعنى عضو اگر مستعرض است چون پيشانى و گوش و سينه آن را همانسان بايد گرفت و اگر مستدق است چون دستها و پايها و بينى آن را همان وضع اخذ بايد نمود ، تا هر عضو بر احسن شكل خود آيد و اين همه اصلاح به مراتب متواليه كنند تا مقصود حاصل آيد و به تدريج كنند تا ايذا و آزار
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى ) — صفحة 362
مساهمون: محمود بن محمد چغمينى خوارزمى
ص٣٦٢