كه و با بالفتح و القصر و المد عبارت است از فساد مُهلكه كه عارض شود مر جواهر اين هواى مركبه را كه مماس ابدان ما است .
و عام است كه حدوث اين فساد از اسباب سماوى بود ، يا از اسباب ارضى .
و در فصل ثانى گفته شد كه تغيّر هوا سه گونه است :
يكى از آن و با است و قيد تعلق فساد به جوهر او از آن كرده شد تا فساد مهلكه كه بنا بر تعلق او به كيفيّت هوا باشد از حد و با خارج شود ، كما ذكر فى ذلك الفصل و تعفّن هواى مذكور به مثابهء تعفّن آب است و از آن كه مباشرت هوا دم به دم است استنشاق هواى مزبور اخلاط و ارواح را زودتر متعفّن مىگرداند ، خاصه اخلاط نواحى قلب را .
و اسباب ارضى كه موجب و با گردد ظاهر است ، چون حصول قتال عظيم و ماندن قتلى بىدفن را و امثال آن ، سائر متعفّنات و قاذورات و بخارات كه مؤدّى به فساد شود .
اما اسباب سماوى اگرچه حكما در صدد ذكر وى شدهاند اما حق آن است كه معترف بايد شد بر عدم اطلاع كيفيّت آن .
از اينجا است كه شيخ در قانون در اسباب تولد و با گفته : أو لأمر سماوي خفي على الناس كيفيته .
بالجمله فساد هوا بيشتر كسى را افتد و اثر كند كه كثير الجماع و ضعيف القُوى و مفتوح المسام بود و بدن وى از اخلاط رديّه ممتلى باشد .
و بدترين و با آن است كه از اجتماع اسباب سماوى و اسباب ارضى افتد .
و قوىترين دلائل بر بودن و با از اسباب سماوى آن است كه فصول سال متغير الحال گردد و مع ذلك ستارههاى دنبالدار بسيار نمايد و هوا گاهى غباردار بود و گاهى بىغبار و باران كمتر آيد و ابر دايم همىشود و از اسباب ارضى معرّا بود .
و واضحترين دلائل بر وجود و با از اسباب ارضى آن است كه در نواحى بلد معركهء عظيم افتاده باشد و عفونت كثير در عالم پديد آمده و جانوران كه در زمين مىباشند بميرند و بگريزند و غله آن فصل زيان دهد به خلاف غلهء فصل سابق .
اكنون دريابند كه هرگاه آثار حدوث و با ظاهر شود بايد كه مبادرت كنند به تجفيف بدن و تعديل مسكن .
و فائده تجفيف ظاهر است كه چون رطوبات قلَّت مىپذيرد استعداد آنها كه جهت قبول تعفن است وى نيز كم مىشود و هو المطلوب .
و بهترين مجفِّفات ، تنقيهء بدن است از اخلاط غالب و زائد .
و آنجا كه تنقيه به اسهال كرده شود مسهلى كه قوى باشد ، چون تربد و امثال آن ، يا مضعف قلب باشد ، چون سقمونيا و مانند آن ، نشايد داد ، به مليِّنات مناسبه ، چون هليله و مغز فلوس قناعت بايد كرد و تقليل غذا نعم المجفِّفات است .
اما خلو خوب نيست ، غذا كمتر خورند ، ليكن به تفاريق .
و از اغذيه ، هر چه مرطِّب و سريع العفونة است ترك نمايند ، چون لحوم و البان و فواكه رطبه .
اما آنجا كه كه به تناول لحوم اضطرار باشد به مخالطت حموضات اصلاح بايد كرد .
و از گوشتها هر چه بعيد از عفونت باشد ، چون گوشت طيور خفيفه معتدله اختيار بايد نمود و از جماع و رياضت مُتعبه و هر چه به تنفس عظيم و متواتر انجامد دورى بايد گزيد ، لهذا دعت و راحت در اين هنگام احسن دانستهاند .
و نزد اين درويش ، اليق آن مىنمايد كه دعت اگر به وجهى باشد كه تجفيف نيز كند بهتر است ،
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى ) — صفحة 352
مساهمون: محمود بن محمد چغمينى خوارزمى
ص٣٥٢