شديد اليبس چون سوداى احتراقى در معده جمع آيد ، پس طبيعت جهت غسل اين مواد طلب آب نمايد .
و خاصهء وى است كه از شرب آب سرفه بيفزايد و چون مصابرت نمايند بر عطش يا بخوابند تسكين ردى نمايد بنا بر تحليل مادهء معطشه .
و از اين قبيل است عطشى كه بعد طعام با وجود شرب آب وافى عند اشتغال طبيعت به هضم پديد مىآيد .
و تشرّب آب در عطش كاذب سخت مضر است و دفع آن به استنشاق هواى سرد و مضمضمهء آب سرد اولى . و اگر باز نهايستد قدرى از كوزه ضيق الرأس توان داد .
و قيد با وجود شرب آب وافى از آن نموده شد تا عطشى كه بعد طعام قبل از شرب آب كافى بروز مىكند خارج از اين باشد ، بهر آن كه آن صادق است و مطاوعت وى مفيد .
اما آنچه مختلفٌ فيه است ، يعنى نزد بعضى كاذب است و نزد بعضى صادق ، عطش سكارى او مخموريان است كه بيشتر در شب مىافتد و عقب نوم ، به سبب اجتماع حرارت در باطن ، شيخ بر اول است لهذا گفته مطاوعة العطش الكاذب في الليل كما يعرض السكارى و المخمورين ضارٌ جداً . و قرشى بر ثانى است لهذا در اين محل نوشته كه يشبه أن يكون عطش السكران و المخمورين ليس بكاذب لأنه حادث عن تسخين الشراب للمعدة و إنما ينبغي أن يسمى كاذبا إذا كان عن بلغم لزج أو غليظ أو مالح و إذا كان شرب السكران أو المخمور لأجل حرارة المعدة بسبب تسخين الشراب لها فليس ذلك الشرب عندي بمذموم لأنه يسكن تلك الحرارة و يطيفها .
فائده عطش كه از تناول برف پديد آيد نيز مختلفٌ فيه است در اطلاق كذب و صدق بر آن
. هر كه سبب تعطيش او اين گفته كه وى اگرچه بالفعل سرد است اما بالقوه گرم است ، بهر آن كه مركب است از اجزاى دخانيه و بعد وصول به بدن برودت وى از حرارت تن زائل مىشود و سخونت او اثر مىنمايد نزد وى اين عطش كاذب است .
اما آن كه سبب تعطّش او اين گفته كه وى مكثف بلغم و رطوبات معده است ، نزد وى اين عطش كاذب است .
و كذا عطشى كه از تناول اغذيهء غليظهء لزجه چون ماهى تازه و هريسه و كلّهپاچه و مانند آن حادث مىشود .
و اگر سبب حدوث عطش از وى ، لجوج آن در ماساريقا و منع نفوذ آن آب را است از جگر ، لا محاله صادق است ، لافتقار الأعضاء إلى الماء .
و اگر علت حدوث عطش احتياج طبيعت است به سوى آب بنا بر آن كه غذاى لزجه را از معده بزدايد تلطيف و ترقيق داده ، وى در حكم عطش كاذب است عند البعض و بعضى اين را هم در عطش صادق مىشمرند و ميگويند كه : چون طبيعت جهت تقطيع مادهء لزجهء حرارت را به سوى معده متوجه مىسازد بالضرور عطش پديد مىآيد و عطش كه از سخونت معده بود شك نيست كه صادق باشد ، نه كاذب .
بالجمله تدبير عطش كه از تناول اغذيهء مغلظهء افتد همچون تدبير عطش كاذب است در تقطيع و تلطيف ، ليكن شرب