در آب نهر و آب مطر فرق كمتر است ضرر اجتماع آنها نيز كمتر خواهد بود و گرنه عند التحقيق چون آب چاه با يكديگر بسا باشد كه مختلف مىباشد اجتماع در آن نيز در تجربه باعث نفخ و قراقر معلوم شده .
و حكم آنها و طريق اصلاح آبهاى گذر و آنچه بدان متعلق است در بحث مأكول و مشروب مفصل گفته شد ، لهذا در اين مبحث كه به تدبير مأكول و مشروب مخصوص است تكرار آن ننموده .
مشرب اندر بيان احكام ماء بارده و فاتر و حار و ذكر آن كه بهر مزاج كدام آب اصلح است
بايد دانست كه صالحترين آب مر امزجه معتدله را آن است كه معتدل بود در شدت برد ، خواه برد او طبيعى بود يا به برف سرد كرده باشند .
و تبريد آب برف بايد كه از خارج بود ، يعنى نهادن ظرف آب بر برف ، بهر آن كه انداختن برف در آب خوب نيست .
اما آنجا كه برف ردى بود ، بعضى از انجماد مياه آسنهء فاسد حاصل شده باشد ظاهر است كه امتزاج وى به آب باعث فساد او مىگردد و ليكن آنجا كه برف جيّد بود اختلاط او به آب نيز خوب نيست .
و كذا شرب گداختهء او و تناول وى منع كردهاند از جهت آن كه برد برف اعصاب و اعضاى تنفس و احشا را مضر است .
و اگر گويند علت ضرر اعضاى مزبور لا محاله برد است ، پس برد برف را از برد آب كه بالطبع بارد بود به چه سبب امتياز شده ؟
جوابش آن است كه برف چون مىگدازد غلظت در وى مىماند و بدان سبب لبث او در اعضا زياده از لبث آب صِرف مىباشد .
و معلوم شده كه فعل فاعل حسب زمانه ملاقات او به منفعل اثر مىكند اگرچه فاعل ضعيف بود و ملاقاتش به منفعل طويل شود فعل او نسبت به فعل فاعل قوى كه ملاقاتش به چندان البته قوى مىباشد ، پس سردى برف بالعرض اگر كمتر از سردى آب مصرف بود ضرر او بيشتر از وى خواهد بود كما مر .
فائده قيد صلاحيت ماء معتدل البرد به مردم معتدل المزاج
از آن نموده شد تا حكم محروريان و مبروديان از اين خارج باشد ، بهر آن كه محرورى گاه باشد كه از قوىّ البرد انتفاع يابد ، ليكن مع ذلك افراط كثير در آن به هيچ حال نشايد .
و تحمل قوىّ البرد مختص به كسى است كه دموى مزاج قوى بود .
و اگر گويند تحمل دموى مر برد آب را و متضرر ناگشتن او از وى ظاهر است كه به سبب غلبهء حرارت وى است و بر اين تقدير لازم آيد كه صفراوى متحملتر از دموى بود در اين كار ، بهر آن كه حرارت صفراوى لا محاله غالبتر است ، جوابش آن كه صفراوى اگرچه حرارت كثير دارد اما از آن كه وى در اغلب نحيف و قليل اللحم مىباشد متحمل برد وى كما ينبغى نمىتواند شد ، به خلاف دموى كه اعضاى باطنهء وى مستور به لحم كثير مىباشد و بدان سبب از ضرر نفوذ برد متضرر نمىگردد .
و چون معلوم شده كه معتدل البرد مناسب معتدل المزاج است و افراط برد در محرورى نيز ممنوع ، پس مبرودى را قليل البرد موافق باشد و ما فوق آن مضر ، مگر در هواى گرم يا به عارضهء كه وى ساقط الاعتبار است .
و مراد از قليل البرد