الفصل الخامس في صفاء البول و كدورته و قلته و كثرته و زبده
فصل پنجم ثابت است در صفاى بول و كدورت آن و كمى مقدار بول و افزونى آن و كف آن .
أما الكدر سببه مادة أرضية مع ريح يخالط المائية اما كدر پس سبب او حصول اجزاى ارضيه است معه باد كه مختلط شود به آب .
و أما الصفاء فسببه يخالف سبب الكدر و اما بول صاف پس سبب او مخالف كدر است ، يعنى قلت حصول ارضيت و عدم مخالطت ريح به مائيت و يعرف منها حال الاعتدال و شناخته مىشود از معلوم كردن اسباب اين هر دو حال اسباب بولى كه ميانه باشد در كدورت و صفا .
و اكنون معنى صفا و كدر و فرق در كدر غير غليظ و غليظ غير كدر بيان كنم مع فوائد ديگر :
[ در بيان معنى صفا و كدورت و فرق كدر غير غليظ و غليظ غير كدر ]
بدان كه صفا حالتى است كه با او نفوذ بصر در جسم سيال به آسانى شود و كدورت حالتى است كه با او نفوذ بصر در جسم سيال به آسانى نشود .
و بدانند كه اگرچه در عرف عام صاف و شفاف بر سبيل ترادف اطلاق مىيابد ليكن در اصطلاح خاص بينهما فرق است ، چه صاف مخصوص به جسم سيال است و عدم احجاب ماوراى او در تعريف او دخل ندارد به خلاف شفاف كه عام است در سيال و غير سيال ليكن عدم احجاب از ماوراى شرط حد او است ، پس در صاف و شفاف نسبت عموم و خصوص من وجه متحقق باشد نظر بر عرف خاص .
و فرق در كدر غير غليظ و غليظ غير كدر آن است كه اگر بول مختلف الاجزاء بود و مع ذلك معرا از شفافيت بود آن را كدر گويند .
و عام است كه كدر غليظ باشد يا رقيق و الاول هو الاكثر .
و همچنان عام است كه غليظ كدر بود يا صاف ، پس در غليظ و كدر نيز نسبت عموم و خصوص من وجه حاصل آيد .
و مثال غليظ صاف بياض بيض است ، زيرا كه او غليظ است بنا بر تعذر خرق و صاف است بهر آن كه مانع نمىشود بصر را از نفوذ در خود ، ليكن كدر ممكن نيست كه صاف باشد كما بينهما من التضاد و كذا غليظ امكان ندارد كه رقيق بود به علت تضاد .
و ايضا بدانند كدر كه رقيق مىشود رقت او به غايت نمىباشد ، چه كدر را ارضيت لازم است و چون ارضيت به آب جمع آيد شدت رقت در آن اصلا در تحقق ننمايد .
[ در بيان علت تكون كدر ]
اكنون علت تكوّن كدر بيان كنيم تا حقيقت او مفصل معلوم شود :
بدان كه سبب ظهور كدورت اختلاط اجزاى ارضيه است در آب به حيثيتى كه اجزاى مذكور متشتّت و متفرّق باشند در آب بتمامه و مع ذلك هر واحد از اجزاى ارضيه و مائيه جدا جدا محسوس همىشوند باقياً على غلظها و رقّتها .
و ايضا بايد كه اجزاى ارضيه بادكن يا به لونى ديگر متلوّن باشند تا مانع اشفاف تواند شد ، چه تغيّريّة از صفا در كدر ضرورى است لما مر ، پس آنجا كه اختلاط اجزاى ارضيه يا مائيه به نهجى باشد كه از شدت اختلاط تميّز بينهما نماند آن را غليظ گويند نه كدر .
و كذا آنجا كه اختلاط ارض با ماء به نوعى باشد كه اجزاى غليظه همه راسب باشند و اجزاى رقيقه فوق آن به حال خود قائم اين را مركب از غلظ و رقت خوانند نه كدر .
و همچنان آنجا كه اختلاط ارض يا ماء اگرچه به طريقى باشد كه اجزاى ارض متشتّت بود و در ماء محسوس باشد بىترسب و طفو ليكن نفوذ بصر در همه آن متشابه مىشود آن را غليظ صاف گويند نه كدر ، زيرا كه عدم نفوذ بصر بر سبيل تشابه خاصه جسم كدر است .
فائده [ بيان دلالتهاى بول كدر ]
بول كدر در اكثر دلالت مىكند بر سقوط قوت چه هرگاه قوت ساقط مىشود به برودت مستولى مىگردد و كاربرد انجماد رطوبات است .
و بول كدر كه شبيه به لون شراب ردى به آب نخود باشد لازمهء حبالى است و كسانى را افتد كه در احشاى آنها ورم حار مزمن بود .
و بول كدر كه شبيه با بول حمير و دواب باشد