جان بربستم و دفع شبهات او را پيشنهاد توجه همت ساخته به برانداختن قصر شكوك او پرداختم ، و اين رساله را به « نزهة اثنىعشريه » كه منبىء « 1 » از تاريخ آغاز تأليف او و هم مشعر از نزاهت و طهارت اعتقاد فرقهء حقه از لوث مفتريات و هفوات « 2 » اهل عناد است موسوم و به « نصرة المؤمنين و زلة الشياطين » ملقب ساختم » . انتهى كلامه .
مخفى نماند كه خواجه نصر اللّه كابلى صاحب صواقع ، استدلالى را كه از كتب اهل حق نموده بيشتر از او مخالفين را ميسر نگشته بود لكن سعيش غير مشكور گرديد و اصل كتاب او به دست فاضل عبد العزيز افتاد كه به ترجمهء آن پرداخت و آن را تحفه نام گذاشت . چون در اين كتاب بحث از اصول و فروع بود اگر علامهء موصوف و ديگر اعلام - احلهم اللّه دار السلام - به دفع شكوك و شبهات و نقض هفوات و طاماتش نمىپرداخت عرصهء كار بر ضعفا و بىبصيرتان تنگ مىگرديد . لكن الحق يعلو و لا يعلى . حق تعالى علامهء موصوف را كه در اين معركه از همهء اعلام سابق الاقدام است براى تبكيت « 3 » خصام « 4 » و حمايت ملت خير الانام برانگيخت كه با وصف عدم تيسر مواد و اسباب از قسم كتاب و كاتب ، كمر همت بر ميان جان بسته به دفع شبهات او همت عالى را متوجه ساخته و چون اعتماد و توكل بر او - تعالى شأنه - در اين امر عظيم و خطب « 5 » جسيم فرموده فى الواقع كه كتاب او موجب نصرت مؤمنين و ذلت شياطين گرديد كه در اين عرض مدت كه قريب هشتاد سال از روز تصنيف آن گذشته علماى امصار و فضلاى هر ديار ، آخذ از افادات او هستند و مخالفين با وصف تصدى به حمايت صاحب تحفه كه در هر رطب و يابس به تأويلات بعيده و توجيهات غير پسنديده مىپردازند قدرت بر رد آن بجز بعض از مقامات باب نهم نيافتند و در خلوات « 6 » و جلوات « 7 » معترف به غزارت « 8 » و حذاقت او مىباشند و آن علامه را مجتهد و متفرد در اين فن مىپندارند چنانچه بر ناظرين كتب كلاميه مثل مصنفات فاضل رشيد و غير ايشان اين امر پوشيده و مخفى نيست .
عجبتر آنكه خود مصنف تحفهء اثنىعشريه با وصف آنكه در همان بلده مقيم بود و سامان و اسباب مهيا داشت و مجلدات نزهه به او رسيده بلكه خودش از غايت سعى آن را به دست آورده چنانچه از مكتوب او كه به حكيم شريف خان نوشته معلوم مىشود و هى هذه : « قد سمعت ان الفاضل
هامش
( 1 ) . منبىء - خبردهنده ، آگاهكننده .
( 2 ) . هفوات - لغزشها .
( 3 ) . تبكيت - غلبه كردن به حجت .
( 4 ) . خصام - دشمنان .
( 5 ) . خطب جسيم - كار بزرگ .
( 6 ) . خلوات - عزلت و گوشهنشينى .
( 7 ) . جلوات - را در فرهنگها نيافتم .
( 8 ) . غزارت - بسيار شدن علم .