المولى المرحوم المبرور ميرزا ابو طالب الماسى فى محروسه الاصفهان .
در سنهء هزار و دويست و سى و دو - 1232 - در زمستان بارندگى نشد و در بهارش هم نشد ، و در آن سال خشكسالى و تنگآبى به مرتبهاى شد كه چاههايى كه در هفتاد سال قبل از اين كنده شده و در عرض اين مدّت آب داده بود در اين سال خشك شد ، و بهقدر دو ذرع تخمينا كنده شد و مجموع محصولات شتوى خشكيد از نه بلوك اصفهان . مگر بلوك لنجان كه حاصل آن بلوك بسيار خوب شد كه پنج سال به آن خوبى نشده بود ، و محصول آن بلوك را كلا جمع كردند و جمعى از متموّلين خريدند و حبس كردند و حاكم هم حبس كرد ، و خلق به تنگى افتادند و جمع كثيرى از شدّت جوع مردند . و خلق آن و لا كسبه هرچه داشتند به قيمت نازل فروختند ، و گندم و آرد را از قرار يك من ، سههزار الى سههزار و پانصد دينار فروختند و خريدند و اين گرانى به اين شدّت ، شش طول ماه كشيد ، لكن دو سال گرانى بود و الحال كه سال سيّم است كه ارزان شده ، يك من هشتصد دينار مىباشد . و در آن سال گرانى ، جمعى از خوردن پوست خيك و علف جان بردند ، لكن در ارزانى ، مجموع مردند .
خلاصه بر خلق بسيار بد مىگذرد از بىدخلى و بىچيزى و جمعى متموّل كه شغل ايشان معاملهء مأكولات مىباشد حتى پيه و روغن . و به اين سبب بر خلق اصفهان بد مىگذرد يعنى بر كسبه و اشخاصى كه وسط الحال بودند و فسقه و فجّار بسيار شدهاند ، و شبها در خانهها و روزها علانيه ، مال مردم را مىبرند و بيشتر اين افعال شنيعه از الوار سرمىزند . خداوند ، صاحبى بحقّ محمّد و آله برساند .
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 660
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٦٦٠