خار بدرودن به مژگان ، خاره بشكستن به دست * سنگ خائيدن به دندان ، كوه ببريدن به چنگ
لعب با دنبال عقرب ، بوسه بر دندان مار * پنجه با چنگال ثعبان ، غوص در كام نهنگ
از سر پستان شير شرزه دوشيدن حليب * در بن دندان مار گرزه نوشيدن شرنگ
تيره 213 غولى روز بر گردن كشيدن خير خير * پير زالى در بغل شب برگرفتن تنگتنگ
طعمه بركردن به خشم از كام شير گرسنه * صيد بگرفتن به قهر از بر تن غضبان پلنگ
تشنه كام و پابرهنه در تموز و سنگلاخ * ره بريدن بىعصا فرسنگها با پاى لنگ
نقشها بستن شگرف از كلك مو بر آب تند * نقبها كردن پديد از خارتر در خاره سنگ
صدره آسانتر بود بر من كه در بزم لئام * باده نوشم سرخ سرخ و جامه پوشم رنگرنگ
چرخ گرد از هستى من گر برآرد ، گو برآر * دور بادا دور از دامان نامم گرد ننگ
هبت اللّه بن حسين اصفهانى
متوفّى 533 تقريبا . در نجوم و رياضى تالى بديع اسطرلابى - هبت اللّه بن حسين هم اسمى وى - و قاضى ارجانى . و در طب كه عمدهء اشتغال او به آن بوده است . وقتى سكته مىكند او را در سرداب منزلش مىسپارد . پس از چندى به