تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
اموال خود را به اصحاب انفاق نموده خود او به تنگدستى افتاد ، ليكن حالت سخاوت او تغييرى نيافته بود با نهايت كوشش ، مالى به دست مىآورد و رفع حاجت محتاجين را مىنمود . در حالات او نوشته‌اند كه عمرو بن عثمان مكى جهت اداى سى هزار درم قرض نزد او به اصفهان آمد ، ابو الحسن نسبت به او پذيرايى و مهربانى زيادى نموده او را عودت داد . مكّى در وقت مراجعت از طلبكاران خود بسيار نگرانى داشت تا وقتى به مكّه رسيد فهميد كه ابو الحسن ، بدون آگاه ساختن او قروض او را ادا ساخته [ است ] . يكى از عرفا گويد سبب مخفى داشتن از شخص ، محض احتراز از عذرخواهى و شكرگزارى او بوده كه آن آزاده‌مرد طاقت تحمّل او را نداشته . وقتى صحبت مرگ در ميان بود ابو الحسن گفت مرگ از براى من به غير از دعوتى و اجابتى بيش نيست و گويند چنين شد ، چنانچه روزى ميانه اصحاب خود نشسته بود ناگهان صدا برآورد لبيك و به حالت مرگ افتاد . شيخ بهاء الدّين و ديگران از او كراماتى نقل كرده‌اند و كلمات او در معارف مشهور است . وفات او در سنهء دويست و هشتاد مقبره او مشتمل بر تكيه و خانقاهى بوده كه سال‌هاى دراز دراويش در آنجا پذيرفته مىشدند . چنانچه شيخ بهايى در هزار و كسرى هجرت - اشعار به اين نكته نموده ، در ضمن حكايت خوابى كه نوشته ، ديدم گنبد و رواق حضرت رضا ( ع ) [ را ] و پس از بيدارى به ديدن شخصى رفتم كه در تكيه شيخ على بن سهل وارد شده بود و منزل داشت و بعد از ملاقات او به زيارت قبّه شيخ رفتم . مطابق بود شكل او به آنچه در خواب ديده بودم از حضرت رضا ( ع ) . « * » و هم ابن بطوطه مسافر آفريقايى نيز اشعار به منزل نمودن در خانقاه على
هامش
( * ) ر . ك . تذكره القبور ، ص 78 .