محلهء ديگرى سكونت مىكند .
آقا حسين شهامت و تهوّر مخصوصى داشته چنانچه وقتى به منزل شاه سليمان مىرود و شاه خرقه جواهردوزى دربرداشته بهطور تفنّن دست زير خرقه او مىكند و ترويج مىنمايد ، پس از خروج ازآنجا شاه خرقه را براى او مىفرستد و عذرخواهى از قابل نبودن مىنمايد .
آقا حسين تأليفات زيادى داشته ، از آن جمله شرحى است كه بر دروس شهيد مسمّى به " مشارق الشموس " برحسب تقاضاى عبّاس دويم . در مقابل يك مبلغ معتد به شروع به تأليف نمود ، و چون پس از شرح دوصفحهاى از آنكه بالغ بر هيجده هزار بيت مىشد عبّاس فوت شد و تأليف متروك ماند ، وقتى از او پرسيدند كه چرا آن را تمام نمىكنى جواب گفت مؤلّف آن شاه بود و رفت . « * »
و ديگر از تأليفات منصوب به او كتابى است مطابق مسلك فقها در ذكر خلافيات ، كه مشتمل بر عادات و رسوم زنانه و موهومات و خرافات رايجه ، با اختلافنظرى كه در كيفيت آنها است از قول چند نفر زن ، مانند : كلثومننه و دِدِ بزمآرا و غيرهما ، و كتاب به اسم كلثومننه معروف است از ملاحت كتاب مىتوان كشف خاطر مزاح آقا حسين را نمود . 74
در حكمت و كلام و تفسير و ترجمه صحيفه ، به سبب آنكه نزد بسيارى از اشخاص تحصيل و شاگردى كرده بوده است گاهى بهطور مزاح مىگفته است من شاگرد بشر هستم . و همچنين شاگرد زيادى هم داشته چون دو فرزندش آقا جمال و آقا رضى و مير محمّد صالح خاتونآبادى كه شرح اشارات و شفاء و شرح مختصر اصول و شرح لمعه را بيست سال نزد او مىخوانده است و ملّا ميرزا شيروانى ، و شيخ جعفر قاضى ، و سيّد جزايرى و ملّا محمّد سراب و
هامش
( * ) « قصص العلماء » ، ص 165 .