آيد ز زعفران همه را خندهاى عجب * از چيست گريهات نه به طيب مزعفرى
371 كوكبى مروزى
محمد عوفى او را در سلك شعراى آل ناصر ذكر نموده در هر حال شاعرى استاد و بليغ است از اشعارش چيزى در ميان نمانده الا اين دو بيت نيكو كه نوشته شد :
نگاه كن به گل سرخ ناشكفته تمام * به گلبنى كه سمن را همى نماز برد
بسان دو لب معشوق سرخ و كوچك و تنگ * كه گاه بوسه به عاشق همى فراز برد
372 كوهسارى طبرى
از حكما و فضلاى زمان آل سلجوق بوده اگرچه در آمل ساكن ولى نشئهء بادهء سورى نظم او در همه طبرستان سارى و در همهء دار المرز جارى بوده است و كوهسار از بلوكات گرگان مىباشد و اصل او از آنجاست و اين دو بيت از اوست :
نه روز وصال را ز تو خرّمىيى * نه تيرهشب هجر ترا بىغمىيى
نه در گره وعدهء تو محكمىيى * كس چون تو نديده بىوفا آدمىيى