پشت
حضرت صادق ع فرموده كه ديدن پشت بر چند وجه بود برادر و اقوام و مادر و پادشاه و پدر و برادرزاده و رفيق صدّيق و جد و ابن سيرين كويد كه پشت ديدن مردى بود كه ازو كسى را پناه و قوّت و يارى رسد
پشته
حضرت صادق ع فرمايد كه پشته ديدن بر چهار وجه است بلندى مرتبه و مال و قوّت و نوميدى
پشم
حضرت صادق ع فرمايد كه پشم مال حلال باشد و اكر بيند از پشم بسترى خريد زنى توانكر خواهد
پشّه
مردى ضعيف و خوار و خدمتكار بود و حقير و اكر مشاهده كند كه پشّه بر دور بينى او نشسته و فرود مىآيد در محنت و بلاى بزرك كرفتار شود
بط
مال و نعمت به قدر آنچه ديده باشد خاصّه كه در ملك و خانهء خود بيند
بغل
يافتن مال بود و اكر دست در بغل بيند مال حرام او را حاصل شود
بقّال
بقّالى كردن و بقّال ديدن در كسب دنيوى جهد كردن و اندوه بود
بلوط
روزى حلال و منفعت و معيشت بود
بلبل
فرزند كوچك يا غلام باشد و شنيدن آواز بلبل كلام خوش بود
بلغم
مالى باشد كه جمع كرده و اكر بيند از سينه بلغم افكند از بيمارى شفا يابد
بلور
زن اصيل بود و فروختن بلور نيك نباشد
پلاس
درويشى مصلح بود و بعضى كويند مال حلال باشد
پلنك
دشمن قوى و مال يافتن از دشمن و ترس از پادشاه بود
پُل
مردى بود كه خلق را به كار آيد و حوايج روا كند و پادشاه و نيكوئى و كام دل يافتن و مال بسيار باشد
بنياد
اكر بيند كه بنياد نو مىكند آنچه بنياد كرده از آن تعبير كنند
بنفشه
زن و كنيز و خير ايشان بود
بنده
بنده شدن خوب نباشد
بندآهن
كفر و نفاق و بخل و از معصيت دست برداشتن باشد
پنبه
مال حلال بود و پنبهزن مردى بود با خصومت
بوزينه
اكر ماده باشد زن جادوكر و مفسده باشد و اكر نر بود دشمن فريبدهنده و مفسد باشد و اكر بيند كه بوزينه بر اسب او سوار شد جهودى با زن او فساد كند
بوم
زن نابكار و حسود و بدكردار بود و اكر بيند كوشت بوم مىخورد مال از دزد حاصل شود
بوق
زدن بوق راز آشكار شدنست و حضرت صادق ع فرموده كه خبر مكروه و كلام دروغ و مصيبت و ظاهر شدن رازها
بوسه دادن
خير و منفعت و حاجتروائى و ظفر يافتن بر دشمن و كلام خوش كفتن و شنيدن
پوست
اندوه بود
پوستين
كنيزك بود و اكر بيند كه بوقت زمستان پوستين دارد زن خواهد و از وى خير يابد پوستين دريده اندوه بود
بهار
اكر فصل بهار بود از پادشاه خير و منفعت بوى رسد
بوتيمار
مال حلال باشد كه به دو رسد از زنى و اكر بيند كه بوتيمار كرفت از خويشان خود زنى خواهد و از وى مال و نفع يابد
پهلو
زن و دختر و كنيزك و خادم و پيرزنى كه در خانه باشد بود
بيهوشى
دشوارى كارها و تحيّر و سركشتكى بود
بينى
عزّت و بزركى و فرزند و عيش خوش و مال و جاه بود
بيشه
يعنى جنكل زنى بيابانى و كنيزك و منفعت اندك و اندوه و ملامت بود
بيت المعمور
بهغايت نيكوست
بيمار
اكر بيند بيمار شد دين او بفساد رود در هر حال بيمارى خوب نيست
بيابان
قسمت و روزى بود اكر بيند كه در بيابان تنها مىكردد از كسب خود نعمت و مال بسيار يابد
پيمانه
نظام كار و انصاف و راستى با خلق بود
پيكان
قوّت بود
پياله
كنيزكى بود كه با او عشرت كند و عفّت و خير باشد
پيرايه
دليل كند بر خوان نعمت و زينت زن و كنيزك به قدر آنچه ديده و اكر بيند پيرايهء او ضايع شد اندوه يابد
پياز
مال حرام و غيبت و كلام زشت باشد خاصّه كه بخورد
پيرى
در خواب پير شدن و محاسن سفيد ديدن عزّت و بزركى يابد و اكر پيرى مجهول بيند از بزركى مراد يابد
پيشانى
بر شش وجه بود قدر و جاه و عزّت و بزركى و فرزند توانكر و معيشت و رياست و جود و نيكوئى
پيروزه
ظفر و حاجتروائى و قوّت و ولايت باشد
پيشه
اكر بيند كه پيشهء خود را ترك نمود و پيشهء بهتر از آن كرفت نيك باشد و الّا بد بود
پيل
حضرت صادق ع فرمايد كه پيل ديدن بر شش وجه بود پادشاه عجم و فروتنى و غلام تازه و نكاح و مردى كه با قوّت بود و با هيبت و حسادت و جنك و خصومت باشد و اكر كويد خواب ديدم كه بر پيل سوار شدم كار بزرك برسد و اكر آن خواب را بروز بيند زن طلاق كويد
بيل
خادمى دلير بود و كارى كه كند بنفاق باشد بيلكارى مالى بود كه برنج و عنا حاصل شود
حرف التّاء
تابستان
محمّد بن سيرين كويد پادشاه بود و حرارت و ملايمت و برودت و موسم و غير آن را از آن تعبير نمايند