تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨

فهرست اشعار فارسى ( شواهد )

آن قوم كه ايشان ره احرار سپردند
299
آن‌كس كه گويد از ره دعوى كنون همى
308
احمد كه شه سرير لولاك آمد
229
از آستان پير مغان سر چرا كشم
248
از دست و زبان كه برآيد
95
از نقش و نگار در و ديوار شكسته
191
امل ز جود تو بگريخته است و از پى او
58
انداخته موجش از تلاطم
101
اى از ازل به ماتم تو در بسيط خاك
151
ايشان همه رفتند و جهان جمله به مشتى
299
بحرى و چه بحرى از كران‌ها
100
به جرم خاك و فلك بر نگاه بايد كرد
305
پاكى طينت و اصل گهر و استعداد
93
پشتم از جيم او چو جيم دوتاست
302
تا به كان اندرون بود گوهر
303
تا ز بهر مطبخ وى آب و آذر آورند
103
تا كى فلكا گرد جهان مىگردى
304
چشم مسافر چو بر جمال تو افتد
105
چار چيز است كه در سنگ اگر جمع شود
93
چه پدر لؤلوئى تاييد الهى را بحر
216
خادم آن روضه از رضوان اگر جاروب خواست
103
خاك آدم گشت و آدمى خاك شدند
304
خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان
309
خيال در همه عالم برفت و باز آمد
90
در پاى جاهلان پراكنده‌ام مديح
236
در همه ملكى فقير در همه ملكى گداست
151
ديدهء بدخواه كه بركنده باد
315
ديوانه را همىبشناسد ز هوشيار
308
راحت جان مردمان خداى
299
روبهى كز پيشه عون وى آرامش گرفت
103
روح را صحبت ناجنس عذابى است اليم
304
رومى نشد از سرّ على كس آگاه
230
ز آشيان طاير بام جلالش بيضه‌اى است
103
زاده اگر توده خاكستر است
300
زمانه شد متحير ز سخت جانى من
305
زن نخواهد اگرش دختر قيصر بدهند
184
زواره ساكنم و ساكنان دوزخ را
299
زير آن جيم طوبى و فردوس
302
زير خط زبرجدش ميمى
302
سيدى كاجداد امجاد كرامش يك‌به‌يك
231