تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
شرح
( 1 ) - قرآن ، اسراء / 70 ( 2 ) - نظامى ؛ شرف‌نامه ( چ وحيد ، 15 ) ( 3 ) - شاعر بيت شناخته نشد . ( 4 ) - معناى دو بيت تازى : « او همتى دارد كه نهايتى براى بزرگى آن نيست در حالى كه كوچك‌ترين همّت او از روزگار بزرگتر است . با دست و سخاوتى كه او دارد ، اگر ده‌يك بخشش خود را به خشكىها دهد ، آنها از دريا سخاوتمندتر مىگردند . » ( براى دو بيت ديگر از همين قصيده رجوع شود به تعليقه شماره 8 ) ( 5 ) - معناى بيت : هيچ‌گاه محمّد ( ص ) با سخن من ستوده نمىشود ، بلكه سروده‌هاى من به او ستوده مىگردد . » ( 6 ) - انورى ( 7 ) - شعر از وفاست . ( 8 ) - معناى دو بيت : « آن پادشاهى كه هر حاجتى از او خواسته مىشود ، در تنگناهاى روزگار از باران بيش بخشد ، اوست . به راستى اگر دست او ، چوبى خشك را بسايد ، چوب ، به گونهء نخستين‌اش ، آگنده از برگ‌هاى سبز مىشود . » ( ر ك : تعليقه ش 7 ) ( 9 ) - معناى دو بيت : « هركه دست دارد از يارى به او شانه خالى نمىكند و هركه زبانى دارد ، از ستايش و سپاس او تن نمىزند . هيچ تخته‌اى از منابر مساجد نيست كه القاب او بر آن نوشته نشده باشد و هيچ درمى و دينارى نيست كه نام او را بر آن ضرب نكرده باشند . » شعر از متنبّى است . ( 10 ) - معناى بيت : « از هر شهر او را ببينى ، خورشيد است و از هرجا به‌سوى او بيايى ، درياست . » ( 11 ) - معنى ابيات : « پس دين ، نگاهبانى چون او ندارد و راه خدا ، ياورى چون او نمىشناسد . دانش از اوست كه بلندمرتبه گشته است و كار دين به‌وسيله اوست كه هماهنگ است . به سبب او پرتو دادگرى ، رو به افزونى و لب‌هاى فضيلت در حال لبخند زدن است . » ( 12 ) - بخشش‌هايشان را جز چهارپايان خود آنها ، نمىتواند كشيد . ( 13 ) - معناى بيت : « نعمت‌هاى گوناگون از دستانش بر سر مردم مىبارد مانند بارش ابر بر برهوت تشنه . » ( 14 ) - معناى بيت : « دستانش جز براى بخشش آفريده نشد و قلم‌هايش هم جز براى داد و دهش . » ( 15 ) - براى تفصيل شرح احوال وفا رجوع شود به مقدّمه . ( 16 ) - ترتيب تهجى ، در متن رعايت نشده است ، چون وفا ، تقديم نام حكما را بر ديگران لازم ديده و ازاين‌رو از پريشان نگارى ، پوزش خواسته است . ( 17 ) - نام « عندليب و اختيار » در نسخهء خطّى از اين موضع افتاده است . ( 18 ) - نام « وصال » در نسخه خطى از اين موضع افتاده است . ( 19 ) - نورى ، ملا على فرزند جمشيد و اصل او از مازندران بود . از مجموع منابع چنين مستفاد